corticoid

[ایالات متحده]/ˈkɔː.tɪ.kɔɪd/
[بریتانیا]/ˈkɔr.tɪ.kɔɪd/

ترجمه

n. (هورمون کورتیکواستروئیدی) نوعی هورمون استروئیدی که در قشر آدرنال تولید می‌شود؛ هورمون استروئیدی مرتبط با قشر آدرنال

عبارات و ترکیب‌ها

corticoid therapy

درمان با کورتیکویید

corticoid injection

تزریق کورتیکویید

corticoid treatment

درمان با کورتیکویید

corticoid response

پاسخ کورتیکویید

corticoid dose

دوز کورتیکویید

corticoid use

مصرف کورتیکویید

corticoid levels

سطح کورتیکویید

corticoid medication

داروی کورتیکویید

corticoid effects

اثرات کورتیکویید

corticoid management

مدیریت کورتیکویید

جملات نمونه

doctors may prescribe corticoids for severe allergies.

پزشکان ممکن است کورتیکوئیدها را برای آلرژی‌های شدید تجویز کنند.

long-term use of corticoids can lead to side effects.

مصرف طولانی مدت کورتیکوئیدها می‌تواند منجر به عوارض جانبی شود.

corticoids can help manage symptoms of autoimmune diseases.

کورتیکوئیدها می‌توانند به مدیریت علائم بیماری‌های خودایمنی کمک کنند.

patients should follow their doctor's advice when using corticoids.

بیماران باید هنگام استفاده از کورتیکوئیدها، به توصیه پزشک خود عمل کنند.

some athletes misuse corticoids to enhance performance.

برخی از ورزشکاران سوء استفاده می‌کنند از کورتیکوئیدها برای افزایش عملکرد.

corticoids are available in various forms, including pills and injections.

کورتیکوئیدها در اشکال مختلف از جمله قرص‌ها و تزریق‌ها موجود هستند.

monitoring is essential when patients are on corticoid therapy.

نظارت ضروری است زمانی که بیماران در حال استفاده از درمان کورتیکوئید هستند.

some people may experience withdrawal symptoms after stopping corticoids.

برخی از افراد ممکن است پس از قطع مصرف کورتیکوئیدها، علائم ترک را تجربه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید