cosied

[ایالات متحده]/ˈkəʊzi/
[بریتانیا]/ˈkoʊzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گرم و راحت; دوستانه و خوشامدگو.

جملات نمونه

the cosy fug of the music halls.

فضای دنج و دلپذیر سالن‌های موسیقی

sorry to barge in on your cosy evening.

متاسفم که مزاحم شب دنج شما شدم.

cosy reds and plummy blues.

قرمزهای دنج و آبی‌های انگوری

We had a cosy chat by the fire.

ما در کنار آتش یک گفتگو صمیمی داشتیم.

a cosy rural town populated with friendly folk.

یک شهرک روستایی دنج با جمعیتی از مردم خونگرم

We spent a cosy evening chatting by the fire.

ما یک شب دنج کنار آتش صحبت کردیم.

the flickering lamp gave the room a cosy lived-in air.

چراغ چشمک‌زن فضایی دنج و زندگی‌مانند به اتاق بخشید.

It was so warm and cosy in bed that Simon didn't want to get out.

تخت آنقدر گرم و دنج بود که سایمون نمی‌خواست از آن بیرون بیاید.

a rather cosy assumption among audit firms that they would never actually go bust.

یک فرضیه نسبتاً راحت در بین شرکت های حسابرسی که هرگز ورشکست نمی شوند.

he decided to resign rather than cosy up to hardliners in the party.

او تصمیم گرفت استعفا دهد تا اینکه با خط‌مایه‌ها در حزب صمیمیت پیدا کند.

International restaurants, bistros, bars and typical German pubs, a big cinema centre, souterrain cinema and a cosy theatre are all within short walking distance.

رستوران‌های بین‌المللی، رستوران‌های سنتی، بارها و pubهای آلمانی سنتی، یک مرکز سینمای بزرگ، سینمای زیرزمینی و یک تئاتر دنج همگی در فاصله پیاده‌روی کوتاهی قرار دارند.

But, snuggling into its cosy hidey-hole, the tawny owl hasn't twigged that its cover has been blown by the fall of autumn leaves.

اما، در حالی که در لانه‌ی دنج خود پنهان شده بود، جغد طلایی متوجه نشده بود که پوشش او توسط ریزش برگ‌های پاییزی لو رفته است.

نمونه‌های واقعی

Doesn't get much cosier now, does it? - Nope.

دیگه نمی‌شه گرم‌تر، مگه نه؟ - نه.

منبع: Sarah and the little duckling

In many industries a cosy duopoly retards innovation and harms consumers.

در بسیاری از صنایع، یک دوگانه‌ی صمیمی نوآوری را کند می‌کند و به مصرف‌کنندگان آسیب می‌رساند.

منبع: The Economist (Summary)

For example, my grandparents' house is cosy.

به عنوان مثال، خانه پدربزرگ و مادربزرگم دنج است.

منبع: Learn grammar with Lucy.

You should join us. It's nice and cosy.

به ما بپیوندید. خوش و دنج است.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 6)

And as cosy as it is downy.

همانقدر دنج و نرم مانند پر.

منبع: British Students' Science Reader

And I get it! Your bed is comfortable! It's cosy, it's warm!

و من فهمیدم! تخت شما راحت است! دنج است، گرم است!

منبع: TEDx

Bosses in less cosy workplaces know this, too.

مدیران در محیط‌های کاری کمتر دنج هم این را می‌دانند.

منبع: The Economist (Summary)

The rest are content to just sit in their cosy armchairs and watch.

بقیه هم راضی هستند که فقط روی صندلی‌های دنج خود بنشینند و تماشا کنند.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 9)

He never used the cosy chambers which the Reform provides for its favoured members.

او هرگز از اتاق‌های دنج که اصلاحات برای اعضای مورد علاقه خود فراهم می‌کند، استفاده نکرد.

منبع: Around the World in Eighty Days

That's right, you warm yourself up. I made everything nice and cosy for you.

درسته، خودت رو گرم کن. من همه چیز رو خوش و دنج برات آماده کردم.

منبع: Sherlock Original Soundtrack (Season 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید