cosignatory agreement
توافقنامهی امضاکننده هم
cosignatory responsibilities
مسئولیتهای امضاکننده هم
cosignatory status
وضعیت امضاکننده هم
cosignatory rights
حقوق امضاکننده هم
cosignatory parties
طرفین امضاکننده هم
cosignatory obligations
وظایف امضاکننده هم
cosignatory role
نقش امضاکننده هم
cosignatory document
سند امضاکننده هم
cosignatory contract
قرارداد امضاکننده هم
cosignatory clause
مادهی امضاکننده هم
the cosignatory agreed to the terms of the contract.
همکار امضا کننده با شرایط قرارداد موافقت کرد.
as a cosignatory, you are responsible for the loan.
به عنوان یک همکار امضا کننده، شما مسئولیت وام را بر عهده دارید.
each cosignatory must provide their identification.
هر همکار امضا کننده باید مدرک شناسایی خود را ارائه دهد.
the cosignatory's credit score is crucial for approval.
نمره اعتباری همکار امضا کننده برای تایید بسیار مهم است.
she signed as a cosignatory to help her friend.
او برای کمک به دوستش به عنوان یک همکار امضا کننده امضا کرد.
the agreement requires a cosignatory to validate it.
توافقنامه نیاز به یک همکار امضا کننده برای تایید آن دارد.
they found a cosignatory willing to back the loan.
آنها یک همکار امضا کننده که مایل به حمایت از وام بود، پیدا کردند.
being a cosignatory comes with certain risks.
همکار امضا کننده بودن خطرات خاص خود را دارد.
the cosignatory must understand the financial implications.
همکار امضا کننده باید پیامدهای مالی را درک کند.
he acted as a cosignatory on the lease agreement.
او به عنوان یک همکار امضا کننده در قرارداد اجاره عمل کرد.
cosignatory agreement
توافقنامهی امضاکننده هم
cosignatory responsibilities
مسئولیتهای امضاکننده هم
cosignatory status
وضعیت امضاکننده هم
cosignatory rights
حقوق امضاکننده هم
cosignatory parties
طرفین امضاکننده هم
cosignatory obligations
وظایف امضاکننده هم
cosignatory role
نقش امضاکننده هم
cosignatory document
سند امضاکننده هم
cosignatory contract
قرارداد امضاکننده هم
cosignatory clause
مادهی امضاکننده هم
the cosignatory agreed to the terms of the contract.
همکار امضا کننده با شرایط قرارداد موافقت کرد.
as a cosignatory, you are responsible for the loan.
به عنوان یک همکار امضا کننده، شما مسئولیت وام را بر عهده دارید.
each cosignatory must provide their identification.
هر همکار امضا کننده باید مدرک شناسایی خود را ارائه دهد.
the cosignatory's credit score is crucial for approval.
نمره اعتباری همکار امضا کننده برای تایید بسیار مهم است.
she signed as a cosignatory to help her friend.
او برای کمک به دوستش به عنوان یک همکار امضا کننده امضا کرد.
the agreement requires a cosignatory to validate it.
توافقنامه نیاز به یک همکار امضا کننده برای تایید آن دارد.
they found a cosignatory willing to back the loan.
آنها یک همکار امضا کننده که مایل به حمایت از وام بود، پیدا کردند.
being a cosignatory comes with certain risks.
همکار امضا کننده بودن خطرات خاص خود را دارد.
the cosignatory must understand the financial implications.
همکار امضا کننده باید پیامدهای مالی را درک کند.
he acted as a cosignatory on the lease agreement.
او به عنوان یک همکار امضا کننده در قرارداد اجاره عمل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید