creditor-debtor relationship
رابطه وام دهنده - وام گیرنده
garnishee a debtor's wages.
بازداشت حقوق یک بدهکار
He crowded the debtor for payment.
او طلبکار را برای پرداخت تحت فشار قرار داد.
The court granted me a lien on my debtor’s property.
دادگاه به من اجازه وثیقه گذاری بر دارایی بدهکارم را داد.
Creditors could obtain a writ for the arrest of their debtors.
طلبکاران میتوانستند حکم بازداشت بدهکاران خود را دریافت کنند.
the debtor can procure cancellation if satisfied within one month.
بدهکار میتواند لغو را به دست آورد اگر ظرف یک ماه راضی باشد.
until another debtor, who share the room with Mr.Micawber, came in from the bakehouse with the loin of mutton which was our joint-stock repast.
تا زمانی که یک بدهکار دیگر که با آقای میکاوبر اتاق را به اشتراک می گذاشت، از نانوایی با ماهیچه گوسفند که غذای سهام ما بود، وارد شد.
The counterplead right means that the right of, when the creditor exercises his obligatory right, the debtor according to legal reasons executing the petition right against the creditor.
حق دفاع متقابل به این معنی است که حق، زمانی که طلبکار حق اجباری خود را اعمال می کند، بدهکار طبق دلایل قانونی حق دادخواست را علیه طلبکار اجرا می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید