cosmical

[ایالات متحده]/ˈkɒzmɪkəl/
[بریتانیا]/ˈkɑːzmɪkəl/

ترجمه

adj. مربوط به جهان; وسیع و بی‌پایان; منظم یا هماهنگ

عبارات و ترکیب‌ها

cosmical forces

نیروهای کیهانی

cosmical energy

انرژی کیهانی

cosmical phenomena

پدیده‌های کیهانی

cosmical events

رویدادهای کیهانی

cosmical scale

مقیاس کیهانی

cosmical dimensions

ابعاد کیهانی

cosmical harmony

هماهنگی کیهانی

cosmical order

نظم کیهانی

cosmical truths

حقایق کیهانی

cosmical wonders

شگفتی‌های کیهانی

جملات نمونه

her cosmical perspective changed the way we view the universe.

دیدگاه کیهانی او نحوه درک ما از جهان را تغییر داد.

the cosmical forces at play in the galaxy are still a mystery.

نیروهای کیهانی در حال حاضر در کهکشان هنوز یک راز هستند.

he often speaks of cosmical phenomena with great passion.

او اغلب با شور و شوق فراوان درباره پدیده‌های کیهانی صحبت می‌کند.

cosmical events can have a profound impact on our planet.

واکنش‌های کیهانی می‌توانند تأثیر عمیقی بر سیاره ما داشته باشند.

the cosmical beauty of the night sky is breathtaking.

زیبایی کیهانی آسمان شب نفس‌گیر است.

many scientists study cosmical radiation to understand the universe.

بسیاری از دانشمندان تشعشعات کیهانی را برای درک جهان مطالعه می‌کنند.

her research focuses on cosmical evolution and its implications.

تحقیقات او بر تکامل کیهانی و پیامدهای آن متمرکز است.

they believe that cosmical alignments can influence human behavior.

آنها معتقدند که هم‌راستایی کیهانی می‌تواند بر رفتار انسان تأثیر بگذارد.

cosmical exploration has always fascinated humankind.

کاوش کیهانی همیشه برای بشر جذاب بوده است.

the cosmical dance of the planets is a sight to behold.

رقص کیهانی سیارات صحنه‌ای برای تماشا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید