cosmogeny

[ایالات متحده]/kɒzˈmɒdʒəni/
[بریتانیا]/kɑːˈmɑːdʒəni/

ترجمه

n. مطالعه منشا و تکامل جهان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cosmogeny theory

نظریه پیدایش جهان

cosmogeny model

مدل پیدایش جهان

cosmogeny study

مطالعه پیدایش جهان

cosmogeny process

فرآیند پیدایش جهان

cosmogeny myth

افسانه پیدایش جهان

cosmogeny explanation

توضیح پیدایش جهان

cosmogeny perspective

دیدگاه پیدایش جهان

cosmogeny framework

چارچوب پیدایش جهان

cosmogeny narrative

داستان پیدایش جهان

cosmogeny concept

مفهوم پیدایش جهان

جملات نمونه

cosmogeny explores the origins of the universe.

کوسموگونی به بررسی ریشه های جهان می پردازد.

many cultures have their own cosmogeny myths.

فرهنگ های زیادی اساطیر کیهان شناسی خود را دارند.

scientists study cosmogeny to understand the big bang.

دانشمندان کیهان شناسی را برای درک انفجار بزرگ مطالعه می کنند.

the cosmogeny of ancient civilizations is fascinating.

کیهان شناسی تمدن های باستانی جذاب است.

cosmogeny can provide insight into our existence.

کیهان شناسی می تواند بینشی در مورد وجود ما ارائه دهد.

philosophers have debated cosmogeny for centuries.

فلاسفه قرن هاست که در مورد کیهان شناسی بحث کرده اند.

cosmogeny often involves both science and mythology.

کیهان شناسی اغلب شامل هر دو علم و اسطوره است.

understanding cosmogeny can change our worldview.

درک کیهان شناسی می تواند جهان بینی ما را تغییر دهد.

cosmogeny studies the formation of galaxies.

کیهان شناسی مطالعه شکل گیری کهکشان ها است.

many religions have unique cosmogeny narratives.

بسیاری از ادیان دارای روایت های کیهان شناسی منحصر به فرد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید