costal

[ایالات متحده]/ˈkɒstl/
[بریتانیا]/ˈkɑːstl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دنده‌ها; مربوط به دنده یا دنده‌ها; از یا مربوط به خط میانه قدامی

عبارات و ترکیب‌ها

costal cartilage

غضروف جناغی

costal margin

حاشیه جناغی

costal muscles

عضلات جناغی

costal ribs

دنده‌های جناغی

costal region

ناحیه‌ی جناغی

costal surface

سطح جناغی

costal angle

زاویه‌ی جناغی

costal groove

چین جناغی

costal joint

مفصل جناغی

costal line

خط جناغی

جملات نمونه

the costal region is known for its beautiful beaches.

منطقه ساحلی به خاطر سواحل زیبایش شناخته شده است.

many species thrive in the costal waters.

بسیاری از گونه‌ها در آب‌های ساحلی به خوبی رشد می‌کنند.

costal erosion is a significant environmental issue.

فرسایش ساحلی یک مشکل زیست محیطی مهم است.

they built a house in the costal area.

آنها خانه‌ای در منطقه ساحلی ساختند.

costal tourism boosts the local economy.

گردشگری ساحلی باعث رونق اقتصاد محلی می‌شود.

we went for a walk along the costal path.

ما برای پیاده‌روی در امتداد مسیر ساحلی رفتیم.

costal habitats are crucial for wildlife conservation.

زیستگاه‌های ساحلی برای حفاظت از حیات وحش بسیار مهم هستند.

the costal climate is typically mild and pleasant.

آب و هوای ساحلی معمولاً معتدل و دلپذیر است.

fishing is a common activity in the costal communities.

ماهیتراشی یک فعالیت رایج در جوامع ساحلی است.

costal cities often face challenges from rising sea levels.

شهرهای ساحلی اغلب با چالش‌های ناشی از افزایش سطح دریا روبرو هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید