costalgias

[ایالات متحده]/kɒsˈtæl.dʒi.əz/
[بریتانیا]/kɑːsˈtæl.dʒi.əz/

ترجمه

n. درد در دنده‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

costalgias relief

تسکین کوستالژیا

costalgias treatment

درمان کوستالژیا

costalgias symptoms

علائم کوستالژیا

costalgias diagnosis

تشخیص کوستالژیا

costalgias causes

علت های کوستالژیا

costalgias management

مدیریت کوستالژیا

costalgias examination

معاینه کوستالژیا

costalgias evaluation

ارزیابی کوستالژیا

costalgias assessment

ارزیابی کوستالژیا

costalgias reliefs

تسکین های کوستالژیا

جملات نمونه

many patients experience costalgias due to rib injuries.

بسیاری از بیماران به دلیل آسیب‌دیدگی دنده‌ها دچار کوستالژیا می‌شوند.

costalgias can often be mistaken for other types of pain.

کوستالژیا اغلب می‌تواند با سایر انواع درد اشتباه گرفته شود.

physical therapy can help alleviate costalgias.

فیزیوتراپی می‌تواند به تسکین کوستالژیا کمک کند.

costalgias may arise from poor posture.

کوستالژیا ممکن است ناشی از وضعیت بدنی نامناسب باشد.

doctors often prescribe medication for severe costalgias.

پزشکان اغلب داروها را برای کوستالژیاهای شدید تجویز می‌کنند.

costalgias can be a symptom of underlying conditions.

کوستالژیا می‌تواند علامتی از شرایط زمینه‌ای باشد.

patients should report any costalgias to their healthcare provider.

بیماران باید هرگونه کوستالژیا را به ارائه دهنده مراقبت‌های بهداشتی خود گزارش کنند.

costalgias can limit a person's mobility.

کوستالژیا می‌تواند تحرک یک فرد را محدود کند.

stress can contribute to the development of costalgias.

استرس می‌تواند به ایجاد کوستالژیا کمک کند.

understanding the causes of costalgias is important for treatment.

درک علل کوستالژیا برای درمان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید