cotenant

[ایالات متحده]/ˈkəʊˌtiːnənt/
[بریتانیا]/ˈkoʊˌteɪnənt/

ترجمه

n. مستأجر مشترک یا اجاره‌نشین
شکل‌های واژه
جمعcotenants

عبارات و ترکیب‌ها

joint cotenant

هم‌مالک مشترک

cotenant agreement

توافقنامه هم‌مالکی

cotenant rights

حقوق هم‌مالک

new cotenant

هم‌مالک جدید

former cotenant

هم‌مالک سابق

cotenant responsibilities

مسئولیت‌های هم‌مالک

cotenant lease

اجاره‌نامه هم‌مالکی

cotenant dispute

اختلاف هم‌مالکی

cotenant arrangement

چیدمان هم‌مالکی

cotenant obligations

وظایف هم‌مالک

جملات نمونه

the cotenant agreed to share the rent equally.

مستاجان با هم توافق کردند که اجاره را به طور مساوی تقسیم کنند.

as a cotenant, you have rights and responsibilities.

به عنوان یک مستاجر، شما حقوق و مسئولیت‌هایی دارید.

they signed a cotenant agreement before moving in.

آنها قبل از ورود به یک توافقنامه با مستاجر امضا کردند.

the cotenant's decision affected everyone in the apartment.

تصمیم مستاجر بر همه افراد در آپارتمان تأثیر گذاشت.

it’s important to communicate with your cotenant regularly.

ارتباط منظم با مستاجر خود مهم است.

disputes can arise between cotenants over shared expenses.

اختلافات می تواند بین مستاجران بر سر هزینه های مشترک ایجاد شود.

each cotenant must respect the other's privacy.

هر مستاجر باید حریم خصوصی دیگری را رعایت کند.

they decided to find a new cotenant to help with costs.

آنها تصمیم گرفتند یک مستاجر جدید پیدا کنند تا به پرداخت هزینه ها کمک کند.

having a reliable cotenant can make living together easier.

داشتن یک مستاجر قابل اعتماد می تواند زندگی با هم را آسان تر کند.

they discussed their roles as cotenants during the meeting.

آنها نقش خود را به عنوان مستاجر در طول جلسه مورد بحث قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید