cottonwick

[ایالات متحده]/ˈkɒtənwɪk/
[بریتانیا]/ˈkɑːtənwɪk/

ترجمه

n. هر ماهی از جنس Haemulon
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cottonwick candle

شمع کرک ویک

cottonwick holder

نگهدارنده کرک ویک

cottonwick lamp

چراغ کرک ویک

cottonwick wicks

فیتیلهای کرک ویک

cottonwick material

مواد کرک ویک

cottonwick design

طراحی کرک ویک

cottonwick supply

تامین کرک ویک

cottonwick products

محصولات کرک ویک

cottonwick usage

نحوه استفاده از کرک ویک

cottonwick benefits

مزایای کرک ویک

جملات نمونه

she bought a cottonwick for her candle-making project.

او یک فیتیله پنبه‌ای برای پروژه ساخت شمع خود خرید.

the cottonwick burned steadily throughout the night.

فیتیله به طور پیوسته در طول شب سوخت.

he prefers using a cottonwick instead of a synthetic one.

او ترجیح می‌دهد از یک فیتیله پنبه‌ای به جای یک فیتیله مصنوعی استفاده کند.

make sure the cottonwick is trimmed before lighting the candle.

مطمئن شوید که فیتیله را قبل از روشن کردن شمع کوتاه کرده‌اید.

the quality of the cottonwick affects the candle's performance.

کیفیت فیتیله بر عملکرد شمع تأثیر می‌گذارد.

she learned how to make a cottonwick from natural fibers.

او یاد گرفت که چگونه یک فیتیله پنبه‌ای از الیاف طبیعی بسازد.

the artisan recommended a thicker cottonwick for larger candles.

صنع‌تکار یک فیتیله ضخیم‌تر برای شمع‌های بزرگتر توصیه کرد.

they experimented with different sizes of cottonwicks.

آنها با اندازه‌های مختلف فیتیله آزمایش کردند.

a good cottonwick ensures a clean burn.

یک فیتیله خوب باعث سوختن تمیز می‌شود.

the candle shop sells various types of cottonwicks.

فروشگاه شمع انواع مختلفی از فیتیله پنبه‌ای می‌فروشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید