coulommier

[ایالات متحده]/ˈkuːlɒmjeɪ/
[بریتانیا]/ˈkuːlɒmjeɪ/

ترجمه

n. کولومیєر
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

coulommier cheese

چیزی کولومیє

coulommiers fromage

چیزی کولومیє

old coulommier

چیزی کولومیє قدیمی

the coulommier

چیزی کولومیє

coulommier wheel

چرخ چیزی کولومیє

soft coulommier

چیزی کولومیє نرم

french coulommier

چیزی کولومیє فرانسوی

coulommier rind

پوست چیزی کولومیє

coulommier paste

پاست چیزی کولومیє

coulommier mold

قالب چیزی کولومیє

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید