counterperson

[ایالات متحده]/ˈkaʊntəpɜːsən/
[بریتانیا]/ˈkaʊntərˌpɜrsən/

ترجمه

n. فروشنده، کارمند فروشگاه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

friendly counterperson

خدمتکار خوش‌برخورد

helpful counterperson

خدمتکار مفید

experienced counterperson

خدمتکار با تجربه

efficient counterperson

خدمتکار کارآمد

knowledgeable counterperson

خدمتکار آگاه

polite counterperson

خدمتکار مؤدب

attentive counterperson

خدمتکار مراقب

professional counterperson

خدمتکار حرفه‌ای

courteous counterperson

خدمتکار محترم

dedicated counterperson

خدمتکار متعهد

جملات نمونه

the counterperson at the store was very helpful.

کارمند پشت پیشخوان در مغازه بسیار کمک کننده بود.

i asked the counterperson for assistance with my order.

من از کارمند پشت پیشخوان کمک برای سفارش خود خواستم.

the counterperson recommended a great product.

کارمند پشت پیشخوان یک محصول عالی را توصیه کرد.

the counterperson greeted every customer with a smile.

کارمند پشت پیشخوان با لبخند به هر مشتری خوشامد گفت.

she worked as a counterperson during the summer.

او در طول تابستان به عنوان کارمند پشت پیشخوان کار می کرد.

the counterperson processed my payment quickly.

کارمند پشت پیشخوان پرداخت من را به سرعت انجام داد.

i complimented the counterperson on their excellent service.

من از کارمند پشت پیشخوان به خاطر خدمات عالی اش تشکر کردم.

the counterperson answered all my questions patiently.

کارمند پشت پیشخوان با حوصله به تمام سوالات من پاسخ داد.

the counterperson informed me about the store's return policy.

کارمند پشت پیشخوان اطلاعاتی در مورد سیاست بازگشت مغازه به من داد.

it was busy, but the counterperson managed the line well.

شلوغ بود، اما کارمند پشت پیشخوان صف را به خوبی مدیریت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید