countryfolk

[ایالات متحده]/ˈkʌntrifəʊk/
[بریتانیا]/ˈkʌntrifolk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم روستایی; ساکنان کشور; مردم از حومه

عبارات و ترکیب‌ها

countryfolk music

موسیقی مردمی

countryfolk traditions

رسوم و سنت‌های مردمی

countryfolk life

زندگی مردمی

countryfolk values

ارزش‌های مردمی

countryfolk gatherings

همایش‌های مردمی

countryfolk stories

داستان‌های مردمی

countryfolk heritage

میراث مردمی

countryfolk lifestyle

سبک زندگی مردمی

countryfolk community

جامعه مردمی

countryfolk roots

ریشه‌های مردمی

جملات نمونه

countryfolk often gather at the local market.

اهالی روستا اغلب در بازار محلی گرد هم جمع می‌شوند.

the countryfolk celebrated the harvest festival together.

اهالی روستا جشن برداشت محصول را با هم جشن گرفتند.

many countryfolk prefer traditional farming methods.

بسیاری از اهالی روستا روش‌های کشاورزی سنتی را ترجیح می‌دهند.

countryfolk have a strong sense of community.

اهالی روستا احساس قوی جامعه دارند.

during the summer, countryfolk enjoy outdoor activities.

در طول تابستان، اهالی روستا از فعالیت‌های فضای باز لذت می‌برند.

countryfolk often share stories around the campfire.

اهالی روستا اغلب داستان‌ها را کنار آتش تعریف می‌کنند.

many countryfolk take pride in their heritage.

بسیاری از اهالی روستا به میراث خود افتخار می‌کنند.

countryfolk value hard work and dedication.

اهالی روستا سخت‌کوشی و تعهد را ارزیابی می‌کنند.

the countryfolk welcomed the new neighbors with open arms.

اهالی روستا با آغوش باز از همسایگان جدید استقبال کردند.

countryfolk often participate in local events and fairs.

اهالی روستا اغلب در رویدادها و نمایشگاه‌های محلی شرکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید