cowman hat
کلاه کابوی
cowman boots
چکمه کابوی
cowman life
زندگی کابوی
cowman outfit
لباس کابوی
cowman skills
مهارتهای کابوی
cowman culture
فرهنگ کابوی
cowman duties
وظایف کابوی
cowman pride
افتخار کابوی
cowman spirit
روحیه کابوی
cowman tales
داستانهای کابوی
the cowman tended to the herd every morning.
هر روز صبح، مرد گاودار از گله مراقبت میکرد.
a skilled cowman knows how to handle cattle.
یک مرد گاودار ماهر میداند چگونه با گاوها برخورد کند.
the cowman rode his horse across the open fields.
مرد گاودار با اسب خود از میان مزارع باز عبور کرد.
being a cowman requires patience and hard work.
مرد گاودار بودن نیاز به صبر و سختکوشی دارد.
the cowman used a lasso to catch the runaway calf.
مرد گاودار از یک افسار برای گرفتن بره گوساله فراری استفاده کرد.
every cowman has a unique way of branding cattle.
هر مرد گاوداری روش منحصر به فردی برای علامتگذاری گاوها دارد.
the cowman shared stories of his adventures on the range.
مرد گاودار داستانهای ماجراهای خود را در مراتع به اشتراک گذاشت.
during the rodeo, the cowman showcased his skills.
در مسابقه رودئو، مرد گاودار مهارتهای خود را به نمایش گذاشت.
the cowman knew the land like the back of his hand.
مرد گاودار زمین را مانند کف دست خود میشناخت.
a good cowman builds a strong bond with his animals.
یک مرد گاودار خوب پیوند محکمی با حیوانات خود ایجاد میکند.
cowman hat
کلاه کابوی
cowman boots
چکمه کابوی
cowman life
زندگی کابوی
cowman outfit
لباس کابوی
cowman skills
مهارتهای کابوی
cowman culture
فرهنگ کابوی
cowman duties
وظایف کابوی
cowman pride
افتخار کابوی
cowman spirit
روحیه کابوی
cowman tales
داستانهای کابوی
the cowman tended to the herd every morning.
هر روز صبح، مرد گاودار از گله مراقبت میکرد.
a skilled cowman knows how to handle cattle.
یک مرد گاودار ماهر میداند چگونه با گاوها برخورد کند.
the cowman rode his horse across the open fields.
مرد گاودار با اسب خود از میان مزارع باز عبور کرد.
being a cowman requires patience and hard work.
مرد گاودار بودن نیاز به صبر و سختکوشی دارد.
the cowman used a lasso to catch the runaway calf.
مرد گاودار از یک افسار برای گرفتن بره گوساله فراری استفاده کرد.
every cowman has a unique way of branding cattle.
هر مرد گاوداری روش منحصر به فردی برای علامتگذاری گاوها دارد.
the cowman shared stories of his adventures on the range.
مرد گاودار داستانهای ماجراهای خود را در مراتع به اشتراک گذاشت.
during the rodeo, the cowman showcased his skills.
در مسابقه رودئو، مرد گاودار مهارتهای خود را به نمایش گذاشت.
the cowman knew the land like the back of his hand.
مرد گاودار زمین را مانند کف دست خود میشناخت.
a good cowman builds a strong bond with his animals.
یک مرد گاودار خوب پیوند محکمی با حیوانات خود ایجاد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید