cowmen

[ایالات متحده]/ˈkaʊmən/
[بریتانیا]/ˈkaʊmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که دام‌ها را پرورش می‌دهد؛ مالک مزرعه؛ شخصی که مالک یا مدیر یک مزرعه دام است

عبارات و ترکیب‌ها

cowman hat

کلاه کابوی

cowman boots

چکمه کابوی

cowman life

زندگی کابوی

cowman outfit

لباس کابوی

cowman skills

مهارت‌های کابوی

cowman culture

فرهنگ کابوی

cowman duties

وظایف کابوی

cowman pride

افتخار کابوی

cowman spirit

روحیه کابوی

cowman tales

داستان‌های کابوی

جملات نمونه

the cowman tended to the herd every morning.

هر روز صبح، مرد گاودار از گله مراقبت می‌کرد.

a skilled cowman knows how to handle cattle.

یک مرد گاودار ماهر می‌داند چگونه با گاوها برخورد کند.

the cowman rode his horse across the open fields.

مرد گاودار با اسب خود از میان مزارع باز عبور کرد.

being a cowman requires patience and hard work.

مرد گاودار بودن نیاز به صبر و سخت‌کوشی دارد.

the cowman used a lasso to catch the runaway calf.

مرد گاودار از یک افسار برای گرفتن بره گوساله فراری استفاده کرد.

every cowman has a unique way of branding cattle.

هر مرد گاوداری روش منحصر به فردی برای علامت‌گذاری گاوها دارد.

the cowman shared stories of his adventures on the range.

مرد گاودار داستان‌های ماجراهای خود را در مراتع به اشتراک گذاشت.

during the rodeo, the cowman showcased his skills.

در مسابقه رودئو، مرد گاودار مهارت‌های خود را به نمایش گذاشت.

the cowman knew the land like the back of his hand.

مرد گاودار زمین را مانند کف دست خود می‌شناخت.

a good cowman builds a strong bond with his animals.

یک مرد گاودار خوب پیوند محکمی با حیوانات خود ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید