crabbednesses

[ایالات متحده]/['kræbɪdnɪsɪz]/
[بریتانیا]/['kræbɪdnɪsɪz]/

ترجمه

n. کیفیت خسیس بودن

عبارات و ترکیب‌ها

crabbednesses of life

خستگی‌های زندگی

crabbednesses in thought

خستگی‌های در فکر

crabbednesses of spirit

خستگی‌های روح

crabbednesses of nature

خستگی‌های طبیعت

crabbednesses of opinion

خستگی‌های نظر

crabbednesses in behavior

خستگی‌های رفتار

crabbednesses of attitude

خستگی‌های نگرش

crabbednesses in art

خستگی‌های هنر

crabbednesses of culture

خستگی‌های فرهنگ

crabbednesses of thought

خستگی‌های فکر

جملات نمونه

his crabbednesses made it difficult for him to make friends.

خوی نامناسب او باعث می‌شد دوست پیدا کردن برایش دشوار باشد.

she often complained about the crabbednesses of her coworkers.

او اغلب در مورد اخلاقیات نامناسب همکارانش شکایت می‌کرد.

his crabbednesses were evident in his harsh critiques.

خوی نامناسب او در انتقادات تندش آشکار بود.

they tried to overlook the crabbednesses of their boss.

آنها سعی کردند اخلاقیات نامناسب رئیس خود را نادیده بگیرند.

the crabbednesses of the rules frustrated the students.

قوانینی که سختگیرانه بودند، دانشجویان را ناامید کرد.

her crabbednesses often led to misunderstandings.

خوی نامناسب او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

despite his crabbednesses, he was a brilliant artist.

با وجود خوی نامناسبش، او یک هنرمند بااستعداد بود.

his crabbednesses were a result of his past experiences.

خوی نامناسب او نتیجه تجربیات گذشته‌اش بود.

she learned to manage her crabbednesses over time.

او در طول زمان یاد گرفت که چگونه با خوی نامناسب خود کنار بیاید.

addressing his crabbednesses was key to his personal growth.

رسیدگی به خوی نامناسب او کلید رشد شخصی او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید