crampoons

[ایالات متحده]/kræmˈpuːnz/
[بریتانیا]/kræmˈpunz/

ترجمه

n. یک میخ یا چرخ فولادی که برای بلند کردن یا کشیدن استفاده می‌شود؛ کفش‌های چرخ دار که برای بالا رفتن یا راه رفتن روی یخ یا برف استفاده می‌شود (جمع crampon)

جملات نمونه

the mountaineers adjusted their crampoons before ascending the icy slope.

کوهنوردان قبل از صعود به شیب یخی، چرخ‌های خود را تنظیم کردند.

you must wear rigid boots to use crampoons safely and effectively.

برای استفاده ایمن و مؤثر از چرخ‌ها، باید از کفش‌های سخت استفاده کنید.

he carefully attached the crampoons to his climbing boots using the straps.

او با دقت چرخ‌ها را به کفش‌های بالایی خود با استفاده از کمربند‌ها متصل کرد.

walking on flat ground while wearing crampoons can be quite awkward.

پیاده روی روی زمین مسطح در حال استفاده از چرخ‌ها می‌تواند خیلی دشوار باشد.

sharp crampoons are essential for maintaining traction on hard ice.

چرخ‌های تیز برای حفظ گرفتگی روی یخ سخت ضروری است.

the guide reminded everyone to check their crampoons for loose parts.

گیд به همه یادآوری کرد که باید چرخ‌های خود را برای قطعه‌های لاغر بررسی کنند.

modern crampoons are typically made from lightweight steel or aluminum.

چرخ‌های مدرن معمولاً از فولاد سبک یا آلومینیوم ساخته می‌شوند.

please store your crampoons in a protective bag to prevent cuts.

لطفاً چرخ‌های خود را در یک کیف حفاظتی قرار دهید تا از برش‌ها جلوگیری شود.

using crampoons requires specific training to avoid tripping or injury.

استفاده از چرخ‌ها نیاز به آموزش خاصی دارد تا از افتادن یا آسیب جلوگیری شود.

the climbers sharpened their dull crampoons after the long expedition.

کوهنوردان پس از یک سفر طولانی چرخ‌های خود را تیز کردند.

we forgot to pack the crampoons, so we could not cross the glacier.

ما فراموش کردیم چرخ‌ها را بسته‌بندی کنیم، بنابراین نتوانستیم از یخچال عبور کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید