| جمع | craniotomies |
craniotomy procedure
روش کرانیوتومی
craniotomy recovery
بهبودی پس از کرانیوتومی
craniotomy risks
خطرات کرانیوتومی
craniotomy indications
نشانههای کرانیوتومی
craniotomy complications
عوارض کرانیوتومی
craniotomy techniques
تکنیکهای کرانیوتومی
craniotomy anesthesia
بیهوشی در کرانیوتومی
craniotomy outcomes
نتایج کرانیوتومی
craniotomy guidelines
دستورالعملهای کرانیوتومی
craniotomy benefits
مزایای کرانیوتومی
the surgeon performed a craniotomy to remove the tumor.
جراح برای برداشتن تومور، کرانیوتومی انجام داد.
after the craniotomy, the patient required intensive care.
پس از کرانیوتومی، بیمار به مراقبتهای ویژه نیاز داشت.
craniotomy is often necessary for brain injuries.
کرانیوتومی اغلب برای آسیبهای مغزی ضروری است.
the risks associated with craniotomy should be discussed with the patient.
خطرات مرتبط با کرانیوتومی باید با بیمار مورد بحث قرار گیرد.
recovery time after a craniotomy can vary significantly.
مدت زمان بهبودی پس از کرانیوتومی میتواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد.
doctors use imaging techniques to plan a craniotomy.
پزشکان از تکنیکهای تصویربرداری برای برنامهریزی کرانیوتومی استفاده میکنند.
complications from a craniotomy can include infection and bleeding.
عوارض ناشی از کرانیوتومی میتواند شامل عفونت و خونریزی باشد.
patients are often anxious before undergoing a craniotomy.
بیماران اغلب قبل از انجام کرانیوتومی مضطرب هستند.
craniotomy may be performed under general anesthesia.
کرانیوتومی ممکن است تحت بیهوشی عمومی انجام شود.
post-operative care is crucial after a craniotomy.
مراقبتهای پس از عمل پس از کرانیوتومی بسیار مهم است.
craniotomy procedure
روش کرانیوتومی
craniotomy recovery
بهبودی پس از کرانیوتومی
craniotomy risks
خطرات کرانیوتومی
craniotomy indications
نشانههای کرانیوتومی
craniotomy complications
عوارض کرانیوتومی
craniotomy techniques
تکنیکهای کرانیوتومی
craniotomy anesthesia
بیهوشی در کرانیوتومی
craniotomy outcomes
نتایج کرانیوتومی
craniotomy guidelines
دستورالعملهای کرانیوتومی
craniotomy benefits
مزایای کرانیوتومی
the surgeon performed a craniotomy to remove the tumor.
جراح برای برداشتن تومور، کرانیوتومی انجام داد.
after the craniotomy, the patient required intensive care.
پس از کرانیوتومی، بیمار به مراقبتهای ویژه نیاز داشت.
craniotomy is often necessary for brain injuries.
کرانیوتومی اغلب برای آسیبهای مغزی ضروری است.
the risks associated with craniotomy should be discussed with the patient.
خطرات مرتبط با کرانیوتومی باید با بیمار مورد بحث قرار گیرد.
recovery time after a craniotomy can vary significantly.
مدت زمان بهبودی پس از کرانیوتومی میتواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد.
doctors use imaging techniques to plan a craniotomy.
پزشکان از تکنیکهای تصویربرداری برای برنامهریزی کرانیوتومی استفاده میکنند.
complications from a craniotomy can include infection and bleeding.
عوارض ناشی از کرانیوتومی میتواند شامل عفونت و خونریزی باشد.
patients are often anxious before undergoing a craniotomy.
بیماران اغلب قبل از انجام کرانیوتومی مضطرب هستند.
craniotomy may be performed under general anesthesia.
کرانیوتومی ممکن است تحت بیهوشی عمومی انجام شود.
post-operative care is crucial after a craniotomy.
مراقبتهای پس از عمل پس از کرانیوتومی بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید