crankinesses in children
خشم و بدخلقی در کودکان
crankinesses of adults
خشم و بدخلقی در بزرگسالان
crankinesses during winter
خشم و بدخلقی در طول زمستان
crankinesses at work
خشم و بدخلقی در محل کار
crankinesses in pets
خشم و بدخلقی در حیوانات خانگی
crankinesses from fatigue
خشم و بدخلقی ناشی از خستگی
crankinesses of teenagers
خشم و بدخلقی در نوجوانان
crankinesses during travel
خشم و بدخلقی در طول سفر
crankinesses in mornings
خشم و بدخلقی در صبح
crankinesses from stress
خشم و بدخلقی ناشی از استرس
her crankinesses often surface when she is hungry.
خشمهای او اغلب زمانی که گرسنه است ظاهر میشوند.
his crankinesses can be quite amusing at times.
خشمهای او گاهی اوقات میتواند بسیار خندهدار باشد.
we need to address the crankinesses of the team.
ما باید به خشمهای تیم رسیدگی کنیم.
children's crankinesses can often be soothed with a snack.
خشمهای کودکان اغلب میتوانند با یک میان وعده تسکین یابند.
her crankinesses are usually a sign of stress.
خشمهای او معمولاً نشانهای از استرس هستند.
understanding his crankinesses helps improve our communication.
درک خشمهای او به بهبود ارتباط ما کمک میکند.
managing crankinesses in the workplace is essential for productivity.
مدیریت خشمها در محل کار برای افزایش بهرهوری ضروری است.
her crankinesses seem to disappear after a good night's sleep.
به نظر میرسد خشمهای او پس از یک خواب شبانه خوب از بین میروند.
recognizing crankinesses in ourselves can lead to better self-care.
تشخیص خشمها در خودمان میتواند منجر به مراقبت بهتر از خود شود.
his crankinesses during meetings are hard to ignore.
خشمهای او در جلسات سخت است که نادیده گرفته شود.
crankinesses in children
خشم و بدخلقی در کودکان
crankinesses of adults
خشم و بدخلقی در بزرگسالان
crankinesses during winter
خشم و بدخلقی در طول زمستان
crankinesses at work
خشم و بدخلقی در محل کار
crankinesses in pets
خشم و بدخلقی در حیوانات خانگی
crankinesses from fatigue
خشم و بدخلقی ناشی از خستگی
crankinesses of teenagers
خشم و بدخلقی در نوجوانان
crankinesses during travel
خشم و بدخلقی در طول سفر
crankinesses in mornings
خشم و بدخلقی در صبح
crankinesses from stress
خشم و بدخلقی ناشی از استرس
her crankinesses often surface when she is hungry.
خشمهای او اغلب زمانی که گرسنه است ظاهر میشوند.
his crankinesses can be quite amusing at times.
خشمهای او گاهی اوقات میتواند بسیار خندهدار باشد.
we need to address the crankinesses of the team.
ما باید به خشمهای تیم رسیدگی کنیم.
children's crankinesses can often be soothed with a snack.
خشمهای کودکان اغلب میتوانند با یک میان وعده تسکین یابند.
her crankinesses are usually a sign of stress.
خشمهای او معمولاً نشانهای از استرس هستند.
understanding his crankinesses helps improve our communication.
درک خشمهای او به بهبود ارتباط ما کمک میکند.
managing crankinesses in the workplace is essential for productivity.
مدیریت خشمها در محل کار برای افزایش بهرهوری ضروری است.
her crankinesses seem to disappear after a good night's sleep.
به نظر میرسد خشمهای او پس از یک خواب شبانه خوب از بین میروند.
recognizing crankinesses in ourselves can lead to better self-care.
تشخیص خشمها در خودمان میتواند منجر به مراقبت بهتر از خود شود.
his crankinesses during meetings are hard to ignore.
خشمهای او در جلسات سخت است که نادیده گرفته شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید