crossness

[ایالات متحده]/ˈkrɒsnəs/
[بریتانیا]/ˈkrɔs.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلق بد؛ سرسختی، خلق بد

عبارات و ترکیب‌ها

crossness issue

مشکل کراسنس

crossness expression

عبارت کراسنس

crossness level

سطح کراسنس

crossness reaction

واکنش کراسنس

crossness management

مدیریت کراسنس

crossness display

نمایش کراسنس

crossness tone

لحن کراسنس

crossness feeling

احساس کراسنس

crossness moment

لحظه کراسنس

جملات نمونه

her crossness was evident when she didn't get her way.

خشم او زمانی که نمی‌توانست کاری را انجام دهد آشکار بود.

he tried to hide his crossness, but it showed in his tone.

او سعی کرد خشم خود را پنهان کند، اما در لحنش نمایان بود.

the child's crossness was due to being tired.

خشم کودک به دلیل خستگی بود.

her crossness over the situation was understandable.

خشم او نسبت به این وضعیت قابل درک بود.

he expressed his crossness through sarcastic remarks.

او خشم خود را از طریق اظهارات طعنه‌آمیز بیان کرد.

the team's crossness after the loss was palpable.

خشم تیم پس از شکست قابل لمس بود.

despite her crossness, she managed to stay polite.

با وجود خشمش، او توانست مودب بماند.

his crossness was a reaction to the unfair treatment.

خشم او واکنشی به رفتار ناعادلانه بود.

crossness can sometimes lead to misunderstandings.

خشم گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she tried to explain her crossness to her friend.

او سعی کرد خشم خود را به دوستش توضیح دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید