cranks

[ایالات متحده]/kræŋks/
[بریتانیا]/kræŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی با ایده‌های عجیب؛ افراد بدخلق یا زودخشم؛ کرانک‌ها (جمع کرانک)
v. با یک کرانک چرخاندن یا شروع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cranks up

افزایش می‌دهد

cranks out

تولید می‌کند

cranks down

کاهش می‌دهد

cranks out tunes

آهنگ‌های تولید می‌کند

cranks and levers

دسته و اهرم

cranks up volume

بلند کردن صدا

cranks on bike

چرخاندن دوچرخه

cranks and gears

دنده و چرخ دنده

cranks for fun

برای تفریح

cranks in motion

در حرکت

جملات نمونه

he cranks the engine to start the car.

او موتور را می‌چرخاند تا ماشین را روشن کند.

she cranks up the volume on the radio.

او صدای رادیو را زیاد می‌کند.

the mechanic cranks the machine to fix it.

مکانیک دستگاه را برای تعمیر آن می‌چرخاند.

he cranks out new designs every week.

او هر هفته طرح‌های جدید ارائه می‌دهد.

she cranks the handle to make ice cream.

او دستگیره را می‌چرخاند تا بستنی درست کند.

the old man cranks the music box every day.

مرد پیر هر روز جعبه موسیقی را می‌چرخاند.

he cranks the bike to gain speed.

او دوچرخه را می‌چرخاند تا سرعت بگیرد.

she cranks out reports quickly at work.

او به سرعت در محل کار گزارش‌ها را تهیه می‌کند.

the kids cranks the toy to make it move.

بچه‌ها اسباب‌بازی را می‌چرخانند تا حرکت کند.

he cranks the winch to lift the heavy load.

او قرقره را می‌چرخاند تا بار سنگین را بلند کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید