wrenches

[ایالات متحده]/wrɛnʧɪz/
[بریتانیا]/wrɛnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آچارها؛ ابزاری برای گرفتن و چرخاندن اشیاء؛ پیچش‌ها یا کشیدگی‌های مفاصل در بدن
v. سوم شخص مفرد آچار کردن؛ به طور ناگهانی پیچاندن یا چرخاندن؛ ایجاد درد یا ناراحتی

عبارات و ترکیب‌ها

adjustable wrenches

آچار قابل تنظیم

pipe wrenches

آچار لوله

combination wrenches

آچار ترکیبی

socket wrenches

آچار سوکتی

box wrenches

آچار جعبه‌ای

open-end wrenches

آچار تخت

torque wrenches

آچار ترک‌سنج

ratchet wrenches

آچار دسته

spanner wrenches

آچار رینگی

steel wrenches

آچار فولادی

جملات نمونه

he used a set of wrenches to fix the car.

او از یک مجموعه آچار برای تعمیر ماشین استفاده کرد.

the toolbox contains various sizes of wrenches.

جعبه ابزار حاوی آچار با اندازه‌های مختلف است.

she tightened the bolts with her wrenches.

او پیچ‌ها را با آچار خود محکم کرد.

wrenches are essential tools for mechanics.

آچارها ابزارهای ضروری برای مکانیک‌ها هستند.

he lost his favorite wrench during the project.

او آچار مورد علاقه خود را در طول پروژه گم کرد.

make sure you have the right wrenches for the job.

مطمئن شوید که آچارهای مناسب را برای انجام کار دارید.

she organized the wrenches in the drawer.

او آچارها را در کشو مرتب کرد.

he prefers using adjustable wrenches for flexibility.

او ترجیح می‌دهد از آچارهای قابل تنظیم برای انعطاف‌پذیری استفاده کند.

wrenches can come in both metric and imperial sizes.

آچارها می‌توانند در اندازه‌های متریک و امپریال عرضه شوند.

always wear gloves when using heavy wrenches.

همیشه هنگام استفاده از آچارهای سنگین دستکش بپوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید