crawdaddy

[ایالات متحده]/ˈkrɔːdædi/
[بریتانیا]/ˈkrɔːˌdædi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سخت‌پوست آب شیرین مشابه به یک لابستر کوچک که اغلب در آمریکای شمالی یافت می‌شود؛ اصطلاح غیررسمی برای یک مهمانی یا گردهمایی پرجنب‌وجوش.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

crawdaddy dance

رقص کشک

crawdaddy stew

خورش کشک

crawdaddy festival

جشنواره کشک

crawdaddy boil

جوشاندن کشک

crawdaddy party

جشن کشک

crawdaddy hunt

شکار کشک

crawdaddy sauce

سس کشک

crawdaddy trap

تله کشک

crawdaddy season

فصل کشک

crawdaddy catch

گرفتن کشک

جملات نمونه

we caught a crawdaddy in the creek.

ما یک خرچنگ رودخانه در آبشار گرفتیم.

he loves to eat crawdaddy with spicy sauce.

او عاشق خوردن خرچنگ رودخانه با سس تند است.

they went to the festival to enjoy crawdaddy races.

آنها برای تماشای مسابقات خرچنگ رودخانه به جشنواره رفتند.

she cooked a delicious crawdaddy stew for dinner.

او یک غذای خوشمزه خرچنگ رودخانه برای شام پخت.

crawdaddy fishing is a fun summer activity.

ماهیتوه‌گیری خرچنگ رودخانه یک فعالیت تابستانی سرگرم‌کننده است.

he brought home a bucket full of crawdaddy.

او یک سطل پر از خرچنگ رودخانه را به خانه آورد.

they set up a crawdaddy trap in the pond.

آنها یک تله خرچنگ رودخانه در برکه نصب کردند.

we had a crawdaddy boil for the family reunion.

ما یک آب‌پز خرچنگ رودخانه برای دیدار خانوادگی داشتیم.

the kids were excited to see a crawdaddy.

بچه‌ها از دیدن یک خرچنگ رودخانه هیجان‌زده بودند.

learning about crawdaddy habitats is interesting.

یادگیری در مورد زیستگاه‌های خرچنگ رودخانه جالب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید