crawdaddies

[ایالات متحده]/['krɔ:dædi]/
[بریتانیا]/['krɔ:dædi]/

ترجمه

n. شکل جمع کَراوداد

عبارات و ترکیب‌ها

crawdaddies boil

جوشاندن لابستر

catch crawdaddies

گرفتن لابستر

crawdaddies festival

جشنواره لابستر

crawdaddies recipe

دستور العمل لابستر

crawdaddies hunt

شکار لابستر

crawdaddies party

جشن لابستر

crawdaddies season

فصل لابستر

fried crawdaddies

لابستر سرخ شده

crawdaddies dish

غذا با لابستر

crawdaddies sauce

سس لابستر

جملات نمونه

we caught some crawdaddies in the creek.

ما چند قلای خرچنگ را در نهر گرفتیم.

my favorite dish is crawdaddy étouffée.

غذا مورد علاقه من غذای قلای خرچنگ اتوفه است.

he loves to go fishing for crawdaddies.

او عاشق ماهیگیری برای قلای خرچنگ است.

we had a crawdaddy boil for the party.

ما برای مهمانی یک آب جوشان قلای خرچنگ داشتیم.

they sell crawdaddies at the local market.

آنها قلای خرچنگ را در بازار محلی می فروشند.

crawdaddies are a popular delicacy in the south.

قلای خرچنگ یک غذای خاص محبوب در جنوب هستند.

we enjoyed a crawdaddy feast last weekend.

ما آخر هفته گذشته از یک جشن قلای خرچنگ لذت بردیم.

have you ever tried fried crawdaddies?

آیا تا به حال قلای خرچنگ سرخ شده را امتحان کرده اید؟

he showed me how to catch crawdaddies.

او به من نشان داد که چگونه قلای خرچنگ بگیریم.

crawdaddies can be found under rocks in streams.

قلای خرچنگ را می توان زیر سنگ ها در نهرها پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید