time crawls
زمان به کندی میگذرد
crawls slowly
به آرامی خزنده
crawls along
در امتداد خزنده
crawls back
عقب خزنده
crawls out
بیرون خزنده
crawls up
بالا خزنده
crawls in
داخل خزنده
crawls away
دور خزنده
crawls over
روی خزنده
crawls through
در میان خزنده
the baby crawls across the floor.
نوزاد در سراسر کف زمین خزنده حرکت میکند.
the spider crawls up the wall.
پشه عنکبوتی از دیوار بالا میرود.
the traffic crawls during rush hour.
در ساعات شلوغی ترافیک به آرامی حرکت میکند.
the worm crawls through the soil.
کرم در خاک خزنده حرکت میکند.
the toddler crawls towards his mother.
کودک خردسال به سمت مادرش خزنده حرکت میکند.
the news about the accident crawls through social media.
اخبار مربوط به حادثه در رسانههای اجتماعی به آرامی منتشر میشود.
the line crawls at the dmv.
صف در DMV به آرامی حرکت میکند.
the cat crawls into the box.
گربه به داخل جعبه میخزد.
the time crawls when you're waiting.
وقتی منتظر هستید، زمان به آرامی میگذرد.
the insect crawls on the leaf.
حشره روی برگ خزنده حرکت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید