crawls

[ایالات متحده]/krɔːlz/
[بریتانیا]/krɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر روی دست‌ها و زانوها حرکت کردن یا با کشیدن بدن به نزدیک زمین؛ (در مورد حشرات) به آرامی بر روی سطح حرکت کردن؛ به آرامی یا با زحمت حرکت کردن؛ خود را به کسی نزدیک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

time crawls

زمان به کندی می‌گذرد

crawls slowly

به آرامی خزنده

crawls along

در امتداد خزنده

crawls back

عقب خزنده

crawls out

بیرون خزنده

crawls up

بالا خزنده

crawls in

داخل خزنده

crawls away

دور خزنده

crawls over

روی خزنده

crawls through

در میان خزنده

جملات نمونه

the baby crawls across the floor.

نوزاد در سراسر کف زمین خزنده حرکت می‌کند.

the spider crawls up the wall.

پشه عنکبوتی از دیوار بالا می‌رود.

the traffic crawls during rush hour.

در ساعات شلوغی ترافیک به آرامی حرکت می‌کند.

the worm crawls through the soil.

کرم در خاک خزنده حرکت می‌کند.

the toddler crawls towards his mother.

کودک خردسال به سمت مادرش خزنده حرکت می‌کند.

the news about the accident crawls through social media.

اخبار مربوط به حادثه در رسانه‌های اجتماعی به آرامی منتشر می‌شود.

the line crawls at the dmv.

صف در DMV به آرامی حرکت می‌کند.

the cat crawls into the box.

گربه به داخل جعبه می‌خزد.

the time crawls when you're waiting.

وقتی منتظر هستید، زمان به آرامی می‌گذرد.

the insect crawls on the leaf.

حشره روی برگ خزنده حرکت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید