limpers walk
راه رفتن افراد لنگ
helping limpers
کمک به افراد لنگ
limpers' struggles
مبارزات افراد لنگ
seeing limpers
دیدن افراد لنگ
limper's cane
چوب عصای فرد لنگ
limpers ahead
افراد لنگ جلوتر
limping limpers
افراد لنگ در حال لنگ زدن
limpers crossed
افراد لنگ عبور کردند
limpers' path
مسیر افراد لنگ
slow limpers
افراد لنگ کند
the old man was a slow limper, using a cane for support.
آن مرد پیر، یک لنگ دراز بود که از یک عصا برای حمایت استفاده میکرد.
we saw several limpers navigating the crowded sidewalk.
ما چندین لنگ را دیدیم که در حال عبور از پیادهروی شلوغ بودند.
after the accident, he became a permanent limper.
پس از حادثه، او به یک لنگ دائمی تبدیل شد.
the therapist helped the limper regain some mobility.
فیزیوتراپ به لنگ کمک کرد تا کمی از تحرک خود را به دست آورد.
the limper struggled to keep up with the group's pace.
لنگ برای هماهنگ شدن با سرعت گروه تلاش کرد.
a slight limper, he tried to hide his discomfort.
او که کمی لنگ بود، سعی کرد ناراحتی خود را پنهان کند.
the limper’s gait was noticeably uneven and painful.
راه رفتن لنگ به وضوح ناهموار و دردناک بود.
the doctor examined the limper’s leg for any signs of injury.
پزشک پای لنگ را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.
the limper used a brace to stabilize his ankle.
لنگ از یک بریس برای تثبیت مچ پایش استفاده کرد.
despite being a limper, he maintained a cheerful demeanor.
با وجود اینکه لنگ بود، او رفتاری شاداب داشت.
the limper carefully tested his weight on the injured leg.
لنگ با دقت وزن خود را روی پای آسیبدیده آزمایش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید