limpers

[ایالات متحده]/[ˈliməz]/
[بریتانیا]/[ˈlɪmɚz]/

ترجمه

n.افرادی که لنگ می‌زنند؛ کسانی که با مشکل راه می‌روند؛ فردی که لنگ می‌زند.
v.با لنگ راه رفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

limpers walk

راه رفتن افراد لنگ

helping limpers

کمک به افراد لنگ

limpers' struggles

مبارزات افراد لنگ

seeing limpers

دیدن افراد لنگ

limper's cane

چوب عصای فرد لنگ

limpers ahead

افراد لنگ جلوتر

limping limpers

افراد لنگ در حال لنگ زدن

limpers crossed

افراد لنگ عبور کردند

limpers' path

مسیر افراد لنگ

slow limpers

افراد لنگ کند

جملات نمونه

the old man was a slow limper, using a cane for support.

آن مرد پیر، یک لنگ دراز بود که از یک عصا برای حمایت استفاده می‌کرد.

we saw several limpers navigating the crowded sidewalk.

ما چندین لنگ را دیدیم که در حال عبور از پیاده‌روی شلوغ بودند.

after the accident, he became a permanent limper.

پس از حادثه، او به یک لنگ دائمی تبدیل شد.

the therapist helped the limper regain some mobility.

فیزیوتراپ به لنگ کمک کرد تا کمی از تحرک خود را به دست آورد.

the limper struggled to keep up with the group's pace.

لنگ برای هماهنگ شدن با سرعت گروه تلاش کرد.

a slight limper, he tried to hide his discomfort.

او که کمی لنگ بود، سعی کرد ناراحتی خود را پنهان کند.

the limper’s gait was noticeably uneven and painful.

راه رفتن لنگ به وضوح ناهموار و دردناک بود.

the doctor examined the limper’s leg for any signs of injury.

پزشک پای لنگ را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

the limper used a brace to stabilize his ankle.

لنگ از یک بریس برای تثبیت مچ پایش استفاده کرد.

despite being a limper, he maintained a cheerful demeanor.

با وجود اینکه لنگ بود، او رفتاری شاداب داشت.

the limper carefully tested his weight on the injured leg.

لنگ با دقت وزن خود را روی پای آسیب‌دیده آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید