cremates

[ایالات متحده]/kriːˈmeɪts/
[بریتانیا]/kriˈmeɪts/

ترجمه

v. یک جسد را با سوزاندن دفع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cremates the dead

جسد مردگان را می‌سوزاند

cremates with dignity

با وقار می‌سوزاند

cremates remains safely

به طور ایمن بقایا می‌سوزاند

cremates loved ones

خانواده و عزیزان را می‌سوزاند

cremates human bodies

جسد انسان‌ها را می‌سوزاند

cremates in silence

در سکوت می‌سوزاند

cremates family pets

حیوانات خانگی خانواده را می‌سوزاند

cremates with care

با مراقبت می‌سوزاند

cremates traditional methods

روش‌های سنتی را می‌سوزاند

cremates responsibly

به طور مسئولانه می‌سوزاند

جملات نمونه

the family decides to cremate their beloved pet.

خانواده تصمیم گرفت حیوان خانگی مورد علاقه خود را خاکستر کند.

many cultures prefer to cremate their deceased.

بسیاری از فرهنگ‌ها ترجیح می‌دهند عزیزان درگذشته خود را خاکستر کنند.

she chose to have her remains cremated after death.

او پس از مرگ تصمیم گرفت بقایای خود را خاکستر کند.

he plans to cremate his father's ashes at sea.

او قصد دارد خاکستر پدرش را در دریا خاکستر کند.

some people prefer to cremate rather than bury their loved ones.

برخی از افراد ترجیح می‌دهند عزیزانشان را خاکستر کنند تا دفن کنند.

the ceremony will take place before the body is cremated.

این مراسم قبل از خاکستر شدن جسد برگزار خواهد شد.

she felt it was important to cremate her mother's remains.

او احساس کرد که خاکستر کردن بقایای مادرش مهم است.

they decided to cremate their loved one in a beautiful ceremony.

آنها تصمیم گرفتند عزیزانشان را در یک مراسم زیبا خاکستر کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید