crematory

[ایالات متحده]/ˈkremətəri/
[بریتانیا]/ˈkreməˌtɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأسیسات سوزاندن؛ کوره برای سوزاندن اجساد یا زباله
adj. مربوط به سوزاندن

عبارات و ترکیب‌ها

crematory services

خدمات تشویع

crematory facility

محل تشویع

crematory operator

اپراتور تشویع

crematory arrangements

چیدمان تشویع

crematory process

فرآیند تشویع

crematory equipment

تجهیزات تشویع

crematory site

محل تشویع

crematory staff

پرسنل تشویع

crematory policies

سیاست‌های تشویع

crematory options

گزینه‌های تشویع

جملات نمونه

the crematory is located on the outskirts of the city.

محل دفن سوزانگان در حومه شهر واقع شده است.

many families choose a crematory for their loved ones.

بسیاری از خانواده ها برای عزیزانشان، یک دفن سوزانگان انتخاب می کنند.

the crematory staff provided compassionate support.

پرسنل دفن سوزانگان از حمایت همدلانه ارائه کردند.

she visited the crematory to make final arrangements.

او برای انجام آخرین هماهنگی ها از دفن سوزانگان بازدید کرد.

the crematory operates under strict regulations.

دفن سوزانگان تحت قوانین سختگیرانه فعالیت می کند.

he felt a sense of peace at the crematory.

او در دفن سوزانگان احساس آرامش کرد.

the crematory offers various memorial services.

دفن سوزانگان خدمات یادبودهای مختلفی ارائه می دهد.

they chose to scatter the ashes after the crematory service.

آنها پس از خدمات دفن سوزانگان تصمیم گرفتند خاکستر را پخش کنند.

visiting the crematory can be an emotional experience.

بازدید از دفن سوزانگان می تواند یک تجربه احساسی باشد.

the crematory has a dedicated area for memorials.

دفن سوزانگان دارای یک منطقه اختصاصی برای یادبودها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید