crepitating

[ایالات متحده]/ˈkrɛpɪteɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkrɛpɪˌteɪtɪŋ/

ترجمه

vi. ایجاد صدای خش‌خش یا جیرجیر

عبارات و ترکیب‌ها

crepitating sound

صدای ترک‌دار

crepitating fire

آتش ترک‌دار

crepitating leaves

برگ‌های ترک‌دار

crepitating bones

استخوان‌های ترک‌دار

crepitating noise

صدای پلاس‌دار

crepitating air

هوای پلاس‌دار

crepitating branches

شاخه های ترک‌دار

crepitating thunder

رعد و برق پلاس‌دار

crepitating skin

پوست ترک‌دار

crepitating surface

سطح ترک‌دار

جملات نمونه

the fire was crepitating softly in the fireplace.

آتش به آرامی در شومینه صداهای ترک‌خوردگی ایجاد می‌کرد.

as the leaves fell, they began crepitating underfoot.

همانطور که برگ‌ها می‌افتادند، زیر پا صداهای ترک‌خوردگی ایجاد می‌کردند.

the old floorboards were crepitating with every step i took.

کف‌پوش‌های قدیمی با هر قدمی که برمی‌داشتم، صداهای ترک‌خوردگی ایجاد می‌کردند.

we could hear the crepitating sound of the campfire at night.

ما می‌توانستیم صدای ترک‌خوردگی آتش‌سوزی را در شب بشنویم.

the engine started crepitating, signaling a problem.

موتور شروع به ایجاد صداهای ترک‌خوردگی کرد و نشانه‌ای از مشکل بود.

the crepitating noise of the popcorn made everyone laugh.

صدای ترک‌خوردگی ذرت پاپ‌کورن باعث خنده همه شد.

in the silence of the forest, we could hear the crepitating of branches.

در سکوت جنگل، می‌توانستیم صدای ترک‌خوردگی شاخه‌ها را بشنویم.

the crepitating sound of thunder echoed in the distance.

صدای ترک‌خوردگی رعد در دوردست طنین‌انداز بود.

with each crack of the whip, it was crepitating loudly.

با هر ضربه شلاق، صدای ترک‌خوردگی به شدت ایجاد می‌شد.

the crepitating sound of fireworks filled the night sky.

صدای ترک‌خوردگی آتش‌بازی آسمان شب را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید