crepitating sound
صدای ترکدار
crepitating fire
آتش ترکدار
crepitating leaves
برگهای ترکدار
crepitating bones
استخوانهای ترکدار
crepitating noise
صدای پلاسدار
crepitating air
هوای پلاسدار
crepitating branches
شاخه های ترکدار
crepitating thunder
رعد و برق پلاسدار
crepitating skin
پوست ترکدار
crepitating surface
سطح ترکدار
the fire was crepitating softly in the fireplace.
آتش به آرامی در شومینه صداهای ترکخوردگی ایجاد میکرد.
as the leaves fell, they began crepitating underfoot.
همانطور که برگها میافتادند، زیر پا صداهای ترکخوردگی ایجاد میکردند.
the old floorboards were crepitating with every step i took.
کفپوشهای قدیمی با هر قدمی که برمیداشتم، صداهای ترکخوردگی ایجاد میکردند.
we could hear the crepitating sound of the campfire at night.
ما میتوانستیم صدای ترکخوردگی آتشسوزی را در شب بشنویم.
the engine started crepitating, signaling a problem.
موتور شروع به ایجاد صداهای ترکخوردگی کرد و نشانهای از مشکل بود.
the crepitating noise of the popcorn made everyone laugh.
صدای ترکخوردگی ذرت پاپکورن باعث خنده همه شد.
in the silence of the forest, we could hear the crepitating of branches.
در سکوت جنگل، میتوانستیم صدای ترکخوردگی شاخهها را بشنویم.
the crepitating sound of thunder echoed in the distance.
صدای ترکخوردگی رعد در دوردست طنینانداز بود.
with each crack of the whip, it was crepitating loudly.
با هر ضربه شلاق، صدای ترکخوردگی به شدت ایجاد میشد.
the crepitating sound of fireworks filled the night sky.
صدای ترکخوردگی آتشبازی آسمان شب را پر کرد.
crepitating sound
صدای ترکدار
crepitating fire
آتش ترکدار
crepitating leaves
برگهای ترکدار
crepitating bones
استخوانهای ترکدار
crepitating noise
صدای پلاسدار
crepitating air
هوای پلاسدار
crepitating branches
شاخه های ترکدار
crepitating thunder
رعد و برق پلاسدار
crepitating skin
پوست ترکدار
crepitating surface
سطح ترکدار
the fire was crepitating softly in the fireplace.
آتش به آرامی در شومینه صداهای ترکخوردگی ایجاد میکرد.
as the leaves fell, they began crepitating underfoot.
همانطور که برگها میافتادند، زیر پا صداهای ترکخوردگی ایجاد میکردند.
the old floorboards were crepitating with every step i took.
کفپوشهای قدیمی با هر قدمی که برمیداشتم، صداهای ترکخوردگی ایجاد میکردند.
we could hear the crepitating sound of the campfire at night.
ما میتوانستیم صدای ترکخوردگی آتشسوزی را در شب بشنویم.
the engine started crepitating, signaling a problem.
موتور شروع به ایجاد صداهای ترکخوردگی کرد و نشانهای از مشکل بود.
the crepitating noise of the popcorn made everyone laugh.
صدای ترکخوردگی ذرت پاپکورن باعث خنده همه شد.
in the silence of the forest, we could hear the crepitating of branches.
در سکوت جنگل، میتوانستیم صدای ترکخوردگی شاخهها را بشنویم.
the crepitating sound of thunder echoed in the distance.
صدای ترکخوردگی رعد در دوردست طنینانداز بود.
with each crack of the whip, it was crepitating loudly.
با هر ضربه شلاق، صدای ترکخوردگی به شدت ایجاد میشد.
the crepitating sound of fireworks filled the night sky.
صدای ترکخوردگی آتشبازی آسمان شب را پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید