Crikey!
وای!
Well, crikey me!
خب، وای من!
Crikey, that's amazing!
وای، این شگفتانگیز است!
Crikey! I never thought I'd see you again.
وای! فکر نمیکردم دوباره ببینمت.
Known worldwide as the Crocodile Hunter, 44-year-old Irwin was famous for his enthusiasm for wildlife and his catchcry "Crikey!
به عنوان شکارچی تمساح که در سراسر جهان شناخته شده بود، اروین 44 ساله به دلیل اشتیاقش به حیات وحش و شعار معروفش "وای!" مشهور بود.
Crikey, that was a close call!
وای، خیلی نزدیک بود!
She let out a crikey when she saw the spider.
وقتی عنکبوت را دید، گفت: وای!
Crikey, I forgot my keys again!
وای، دوباره کلیدهایم را فراموش کردم!
Crikey, what a mess in here!
وای، چه آشوبی در اینجا!
He exclaimed crikey as he opened the surprise gift.
وقتی هدیه غیرمنتظره را باز کرد، گفت: وای!
Crikey, I can't believe it's already midnight!
وای، باورم نمیشود که از نیمهشب گذشته است!
Crikey, that movie was intense!
وای، آن فیلم خیلی هیجان انگیز بود!
She shouted crikey when she saw the magician's trick.
وقتی شعبدهباز را دید، گفت: وای!
Crikey, I nearly dropped my phone!
وای، تقریباً تلفنم را انداختم!
He muttered crikey under his breath as he saw the huge wave approaching.
وقتی موج بزرگ در حال نزدیک شدن بود، زیر لب گفت: وای!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید