crimestopper

[ایالات متحده]/ˈkraɪmˌstɒpə/
[بریتانیا]/ˈkraɪmˌstɑːpər/

ترجمه

n. Crime Stoppers؛ یک خط تلفن یا سازمان برای گزارش جرائم
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

crimestoppers hotline

خط تلفنی کریم استاپر

crimestoppers tip

نکته کریم استاپر

call crimestoppers

تماس با کریم استاپر

crimestoppers program

برنامه کریم استاپر

crimestoppers reward

پاداش کریم استاپر

contact crimestoppers

ارتباط با کریم استاپر

crimestoppers report

گزارش کریم استاپر

crimestoppers number

شماره کریم استاپر

crimestoppers organization

سازمان کریم استاپر

support crimestoppers

حمایت از کریم استاپر

جملات نمونه

the city launched a crimestopper program to combat neighborhood vandalism.

شهر یک برنامه امنیتی را آغاز کرد تا با سرقت‌های منطقه‌ای مبارزه کند.

the crimestopper hotline has received over 500 tips this month.

خط تلفنی امنیتی در این ماه بیش از ۵۰۰ پیام دریافت کرده است.

police established a crimestopper unit to target organized retail theft.

پلیس یک بخش امنیتی را برای مبارزه با سرقت‌های گروهی در فروشگاه‌ها تشکیل داد.

the community crimestopper initiative encourages residents to report suspicious activities.

این مبادرت امنیتی جامعه، ساکنین را تشویق می‌کند تا فعالیت‌های مشکوک را گزارش دهند.

a new crimestopper scheme rewards informants who provide leads on drug trafficking.

یک طرح جدید امنیتی به افرادی که اطلاعاتی دربارهٔ تجارت مواد مخدر ارائه می‌دهند پاداش می‌دهد.

the crimestopper campaign focuses on preventing juvenile delinquency.

این حمله امنیتی روی جلوگیری از جرایم جوانان متمرکز است.

local businesses funded a crimestopper policy to enhance downtown security.

کسب و کارهای محلی یک سیاست امنیتی را تامین مالی کردند تا امنیت مرکز شهر را افزایش دهند.

the crimestopper measure includes increased street lighting and surveillance cameras.

این اقدام امنیتی شامل افزایش روشنایی خیابان‌ها و دوربین‌های نظارتی است.

anonymous crimestopper tips led to the arrest of a burglary ring.

پیام‌های ناشناس امنیتی منجر به دستگیری یک گروه سرقت شد.

the crimestopper task force collaborates with neighborhood watch groups.

گروه اقدام امنیتی با گروه‌های نظارت منطقه‌ای همکاری می‌کند.

senior citizens benefit from the crimestopper program that addresses financial fraud.

مسیّرین از برنامه امنیتی استفاده می‌کنند که جعل مالی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

schools implemented a crimestopper protocol to address bullying and violence.

مدرسه‌ها یک پروتکل امنیتی را اجرا کردند تا با خشونت و تحرش مبارزه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید