criminologies

[ایالات متحده]/ˌkrimi'nɔlədʒi/
[بریتانیا]/ˌkrɪməˈnɑlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جرم شناسی؛ جرم شناس

جملات نمونه

The relationship between victimology and criminology is a longstanding issue within the academic realm.

ارتباط بین قربانی‌شناسی و جرم‌شناسی یک مسئله دیرینه در حوزه دانشگاهی است.

She studied criminology in college.

او در دانشگاه رشته جرم‌شناسی را مطالعه کرد.

Criminology is the scientific study of crime and criminals.

جرم‌شناسی مطالعه علمی جرم و مجرمان است.

Many universities offer degrees in criminology.

بسیاری از دانشگاه‌ها مدرک جرم‌شناسی ارائه می‌دهند.

He specializes in forensic criminology.

او در جرم‌شناسی دادگاه تخصص دارد.

Criminology helps us understand the root causes of criminal behavior.

جرم‌شناسی به ما کمک می‌کند تا علل ریشه‌ای رفتار مجرمانه را درک کنیم.

The criminology department is hosting a guest speaker next week.

بخش جرم‌شناسی هفته آینده میزبان سخنران مهمان است.

She has a keen interest in criminal psychology, a branch of criminology.

او علاقه زیادی به روانشناسی جنایی، شاخه‌ای از جرم‌شناسی دارد.

The criminology professor published a groundbreaking study on recidivism rates.

استاد جرم‌شناسی مطالعه‌ای پیشگامانه در مورد نرخ بازگشت به جرم منتشر کرد.

Criminology research often involves analyzing crime patterns and trends.

تحقیقات جرم‌شناسی اغلب شامل تجزیه و تحلیل الگوها و روندهای جرم می‌شود.

He plans to pursue a career in law enforcement with a background in criminology.

او قصد دارد با پیشینه‌ای در جرم‌شناسی، شغلی را در اجرای قانون دنبال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید