cromorne

[ایالات متحده]/ˈkrʌm.hɔːn/
[بریتانیا]/ˈkrʌm.hɔrn/

ترجمه

n. نوعی ساز موسیقی دو-reed
Word Forms
جمعcromornes

عبارات و ترکیب‌ها

cromorne melody

ملودی کرومورن

cromorne sound

صدای کرومورن

cromorne player

نوازنده کرومورن

cromorne music

موسیقی کرومورن

cromorne instrument

ساز کرومورن

cromorne piece

قطعه کرومورن

cromorne tone

آهنگ کرومورن

cromorne concert

اجرای کرومورن

cromorne style

سبک کرومورن

cromorne technique

تکنیک کرومورن

جملات نمونه

she played a cromorne during the concert.

او در طول کنسرت یک کرومورن می‌نواخت.

the sound of the cromorne filled the room.

صدای کرومورن اتاق را پر کرد.

he is learning how to play the cromorne.

او در حال یادگیری نحوه نواختن کرومورن است.

the cromorne is a unique woodwind instrument.

کرومورن یک ساز بادی چوبی منحصر به فرد است.

she enjoys the rich tones of the cromorne.

او از آهنگ‌های غنی کرومورن لذت می‌برد.

many composers have written for the cromorne.

بسیاری از آهنگسازان برای کرومورن نوشته‌اند.

the cromorne was popular in the baroque period.

کرومورن در دوره باروک محبوب بود.

he bought a vintage cromorne at the auction.

او یک کرومورن قدیمی را در حراج خرید.

she demonstrated the cromorne's capabilities.

او توانایی‌های کرومورن را نشان داد.

the teacher introduced students to the cromorne.

معلم دانش‌آموزان را با کرومورن آشنا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید