crossbars support
حمایت از کراسبار
crossbars installation
نصب کراسبار
crossbars strength
مقاومت کراسبار
crossbars design
طراحی کراسبار
crossbars alignment
تراز کراسبار
crossbars adjustment
تنظیم کراسبار
crossbars stability
پایداری کراسبار
crossbars configuration
پیکربندی کراسبار
crossbars maintenance
نگهداری کراسبار
crossbars replacement
تعویض کراسبار
the fence was reinforced with crossbars for added stability.
نردهها با استفاده از میلههای عرضی برای افزایش استحکام تقویت شدند.
the basketball hoop needs new crossbars to support the net.
سبک بسکتبال به میلههای عرضی جدید برای نگه داشتن تور نیاز دارد.
we installed crossbars on the window for security purposes.
ما برای اهداف امنیتی میلههای عرضی روی پنجره نصب کردیم.
the artist used crossbars in her sculpture to create depth.
هنرمند از میلههای عرضی در مجسمهسازی خود برای ایجاد عمق استفاده کرد.
crossbars help to distribute the weight evenly across the structure.
میلههای عرضی به توزیع وزن به طور مساوی در سراسر سازه کمک میکنند.
he adjusted the crossbars to align the frame properly.
او میلههای عرضی را تنظیم کرد تا قاب را به درستی تراز کند.
the design included decorative crossbars for aesthetic appeal.
طرح شامل میلههای عرضی تزئینی برای جذابیت بصری بود.
crossbars are essential for maintaining the integrity of the bridge.
میلههای عرضی برای حفظ یکپارچگی پل ضروری هستند.
the window's crossbars added a classic touch to the house.
میلههای عرضی پنجره، حس کلاسیکی به خانه اضافه کرد.
they painted the crossbars to match the rest of the fence.
آنها میلههای عرضی را رنگ کردند تا با بقیه حصار مطابقت داشته باشد.
crossbars support
حمایت از کراسبار
crossbars installation
نصب کراسبار
crossbars strength
مقاومت کراسبار
crossbars design
طراحی کراسبار
crossbars alignment
تراز کراسبار
crossbars adjustment
تنظیم کراسبار
crossbars stability
پایداری کراسبار
crossbars configuration
پیکربندی کراسبار
crossbars maintenance
نگهداری کراسبار
crossbars replacement
تعویض کراسبار
the fence was reinforced with crossbars for added stability.
نردهها با استفاده از میلههای عرضی برای افزایش استحکام تقویت شدند.
the basketball hoop needs new crossbars to support the net.
سبک بسکتبال به میلههای عرضی جدید برای نگه داشتن تور نیاز دارد.
we installed crossbars on the window for security purposes.
ما برای اهداف امنیتی میلههای عرضی روی پنجره نصب کردیم.
the artist used crossbars in her sculpture to create depth.
هنرمند از میلههای عرضی در مجسمهسازی خود برای ایجاد عمق استفاده کرد.
crossbars help to distribute the weight evenly across the structure.
میلههای عرضی به توزیع وزن به طور مساوی در سراسر سازه کمک میکنند.
he adjusted the crossbars to align the frame properly.
او میلههای عرضی را تنظیم کرد تا قاب را به درستی تراز کند.
the design included decorative crossbars for aesthetic appeal.
طرح شامل میلههای عرضی تزئینی برای جذابیت بصری بود.
crossbars are essential for maintaining the integrity of the bridge.
میلههای عرضی برای حفظ یکپارچگی پل ضروری هستند.
the window's crossbars added a classic touch to the house.
میلههای عرضی پنجره، حس کلاسیکی به خانه اضافه کرد.
they painted the crossbars to match the rest of the fence.
آنها میلههای عرضی را رنگ کردند تا با بقیه حصار مطابقت داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید