crossbencher

[ایالات متحده]/ˈkrɒsˌbɛnʧə/
[بریتانیا]/ˈkrɔsˌbɛnʧər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضوی از یک قانون‌گذاری که به دولت یا اپوزیسیون تعلق ندارد؛ در انگلستان، عضوی از مجلس عوام که بخشی از احزاب حاکم یا اپوزیسیون نیست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

crossbencher support

حمایت کراس‌بنچر

crossbencher role

نقش کراس‌بنچر

crossbencher vote

رای کراس‌بنچر

crossbencher alliance

ائتلاف کراس‌بنچر

crossbencher influence

تاثیر کراس‌بنچر

crossbencher agreement

توافق کراس‌بنچر

crossbencher group

گروه کراس‌بنچر

crossbencher policy

سیاست کراس‌بنچر

crossbencher perspective

دیدگاه کراس‌بنچر

crossbencher initiative

ابتکار عمل کراس‌بنچر

جملات نمونه

the crossbencher played a crucial role in the debate.

نماینده مستقل نقش مهمی در بحث ایفا کرد.

many crossbenchers are focused on environmental issues.

بسیاری از نمایندگان مستقل بر مسائل زیست محیطی متمرکز هستند.

the crossbencher's vote was pivotal in passing the legislation.

رای نماینده مستقل در تصویب قانون بسیار مهم بود.

crossbenchers often seek to represent the public interest.

نمایندگان مستقل اغلب به دنبال نمایندگی منافع عمومی هستند.

she has been a prominent crossbencher in the parliament.

او یک نماینده مستقل برجسته در پارلمان بوده است.

the crossbencher proposed an amendment to the bill.

نماینده مستقل یک اصلاحیه به لایحه پیشنهاد کرد.

crossbenchers often collaborate with different parties.

نمایندگان مستقل اغلب با احزاب مختلف همکاری می کنند.

the crossbencher raised important questions during the session.

نماینده مستقل در طول جلسه سؤالات مهمی مطرح کرد.

as a crossbencher, he maintains an independent stance.

همانطور که نماینده مستقل است، او موضع مستقلی حفظ می کند.

the crossbencher's insights were valuable to the committee.

دیدگاه های نماینده مستقل برای کمیته ارزشمند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید