crossheads

[ایالات متحده]/ˈkrɒs.hɛd/
[بریتانیا]/ˈkrɔsˌhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زیرعنوان یا عنوان; قطعه متقاطع در مهندسی

عبارات و ترکیب‌ها

crosshead design

طراحی سر متقاطع

crosshead joint

اتصال سر متقاطع

crosshead assembly

مونتاژ سر متقاطع

crosshead support

پشتیبانی سر متقاطع

crosshead mechanism

مکانیزم سر متقاطع

crosshead guide

راهنمای سر متقاطع

crosshead motion

حرکت سر متقاطع

crosshead type

نوع سر متقاطع

crosshead fitting

اتصال سر متقاطع

crosshead frame

قاب سر متقاطع

جملات نمونه

the crosshead of the crane needs to be adjusted for better balance.

سر بالابر جرثقیل نیاز به تنظیم برای بهبود تعادل دارد.

make sure the crosshead is securely fastened before operating the machine.

مطمئن شوید که سر بالابر قبل از کار کردن با دستگاه به طور ایمن محکم شده است.

the engineer inspected the crosshead for any signs of wear.

مهندس سر بالابر را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.

adjusting the crosshead can improve the machine's efficiency.

تنظیم سر بالابر می تواند کارایی دستگاه را بهبود بخشد.

the crosshead design is crucial for the stability of the structure.

طراحی سر بالابر برای پایداری سازه بسیار مهم است.

we need to replace the crosshead to ensure safety compliance.

ما باید سر بالابر را برای اطمینان از رعایت الزامات ایمنی جایگزین کنیم.

the crosshead movement is controlled by hydraulic systems.

حرکت سر بالابر توسط سیستم های هیدرولیک کنترل می شود.

during the maintenance check, the crosshead was found to be damaged.

در طول بازرسی تعمیر و نگهداری، مشخص شد که سر بالابر آسیب دیده است.

the crosshead plays a vital role in the machine's overall performance.

سر بالابر نقش حیوی در عملکرد کلی دستگاه دارد.

proper alignment of the crosshead is essential for optimal operation.

تراز مناسب سر بالابر برای عملکرد بهینه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید