crossruff

[ایالات متحده]/ˈkrɒs.rʌf/
[بریتانیا]/ˈkrɔs.rʌf/

ترجمه

n. عمل شرکای بازی ورق در نوبت گرفتن برای بازی کردن کارت‌های ترمپ
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcrossruffs
صفت یا فعل حال استمراریcrossruffing
زمان گذشتهcrossruffed
قسمت سوم فعلcrossruffed

عبارات و ترکیب‌ها

crossruff play

بازی کراسراف

crossruff strategy

استراتژی کراسراف

crossruff technique

تکنیک کراسراف

crossruff bid

حمله کراسراف

crossruff hand

دست کراسراف

crossruff game

بازی کراسراف

crossruff score

امتیاز کراسراف

crossruff partner

همکار کراسراف

crossruff situation

شرایط کراسراف

crossruff rules

قوانین کراسراف

جملات نمونه

in bridge, a crossruff can be a powerful tactic.

در بازی بریج، کراسراف می‌تواند یک تاکتیک قدرتمند باشد.

she executed a crossruff to win the game.

او برای بردن بازی، یک کراسراف اجرا کرد.

a successful crossruff requires careful planning.

یک کراسراف موفق نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

he used a crossruff to secure his lead in the match.

او از یک کراسراف برای حفظ برتری خود در مسابقه استفاده کرد.

the crossruff strategy surprised his opponents.

استراتژی کراسراف حریفانش را غافلگیر کرد.

mastering the crossruff technique takes practice.

تسلط بر تکنیک کراسراف نیاز به تمرین دارد.

during the tournament, they relied on crossruff plays.

در طول مسابقات، آنها به بازی‌های کراسراف متکی بودند.

a well-timed crossruff can change the outcome.

یک کراسراف به‌موقع می‌تواند نتیجه را تغییر دهد.

understanding crossruff is essential for advanced players.

درک کراسراف برای بازیکنان پیشرفته ضروری است.

she taught her partner how to execute a crossruff.

او به شریکش آموزش داد که چگونه یک کراسراف اجرا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید