crotchetiness

[ایالات متحده]/ˈkrɒtʃɪnɪs/
[بریتانیا]/ˈkrɑːtʃɪnɪs/

ترجمه

n. کیفیت سخت راضی شدن یا زود رنج بودن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

crotchetiness level

سطح میزان پیچیدگی

crotchetiness factor

ضریب میزان پیچیدگی

crotchetiness index

شاخص میزان پیچیدگی

crotchetiness threshold

آستانه میزان پیچیدگی

crotchetiness scale

مقیاس میزان پیچیدگی

crotchetiness measure

اندازه گیری میزان پیچیدگی

crotchetiness assessment

ارزیابی میزان پیچیدگی

crotchetiness response

واکنش به میزان پیچیدگی

crotchetiness symptom

علائم میزان پیچیدگی

crotchetiness expression

بیان میزان پیچیدگی

جملات نمونه

his crotchetiness often makes him difficult to work with.

خشخذه‌گی او اغلب باعث می‌شود با او کار کردن دشوار باشد.

she tried to hide her crotchetiness during the meeting.

او سعی کرد در طول جلسه خشخذه‌گی خود را پنهان کند.

crotchetiness can be a sign of stress or fatigue.

خشخذه‌گی می‌تواند نشانه‌ای از استرس یا خستگی باشد.

his crotchetiness was evident when he criticized the team's performance.

خشخذه‌گی او زمانی که از عملکرد تیم انتقاد می‌کرد، آشکار بود.

people often avoid him due to his crotchetiness.

افراد اغلب به دلیل خشخذه‌گی او از او اجتناب می‌کنند.

her crotchetiness seemed to increase with each passing day.

خشخذه‌گی او به نظر می‌رسید با گذشت هر روز بیشتر می‌شود.

the teacher's crotchetiness affected the class atmosphere.

خشخذه‌گی معلم فضای کلاس را تحت تأثیر قرار داد.

despite his crotchetiness, he is a talented musician.

با وجود خشخذه‌گی‌اش، او یک نوازنده بااستعدادی است.

understanding his crotchetiness is key to a good relationship.

درک خشخذه‌گی او برای داشتن یک رابطه خوب ضروری است.

she often jokes about her husband's crotchetiness.

او اغلب در مورد خشخذه‌گی شوهرش شوخی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید