crouton

[ایالات متحده]/ˈkruːtɒn/
[بریتانیا]/ˈkruːtɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌های کوچک نان سرخ شده یا تست شده که اغلب در سوپ‌ها یا سالادها استفاده می‌شوند؛ (اغلب در سوپ سرو می‌شود) مکعب‌های نان سرخ شده یا تست شده
Word Forms
جمعcroutons

عبارات و ترکیب‌ها

crouton salad

سالاد کروتون

garlic crouton

کروتون سیر

crouton topping

تاپینگ کروتون

crouton soup

سوپ کروتون

crouton mix

مخلوط کروتون

toasted crouton

کروتون تست شده

crouton bites

بایت‌های کروتون

crouton cubes

مکعب‌های کروتون

crouton crunch

خش‌خش کروتون

crouton recipe

دستورالعمل کروتون

جملات نمونه

she added croutons to her salad for extra crunch.

او برای افزایش تردی، کروتون به سالادش اضافه کرد.

croutons are a great topping for soups.

کروتون ها یک پوشش عالی برای سوپ هستند.

he loves to make homemade croutons from stale bread.

او عاشق درست کردن کروتون های خانگی از نان کهنه است.

adding croutons can elevate the flavor of a simple dish.

اضافه کردن کروتون می تواند طعم یک غذای ساده را ارتقا دهد.

she sprinkled croutons over her caesar salad.

او کروتون را روی سالاد سزار خود پاشید.

croutons come in various flavors to suit different tastes.

کروتون ها در طعم های مختلف برای مطابقت با سلیقه های مختلف عرضه می شوند.

he prefers crispy croutons to soft ones.

او ترجیح می دهد کروتون های ترد را به کروتون های نرم.

croutons can be made from any type of bread.

کروتون ها را می توان از هر نوع نانی تهیه کرد.

they serve a delicious soup topped with garlic croutons.

آنها سوپ خوشمزه ای را با کروتون سیر سرو می کنند.

croutons add a delightful texture to the dish.

کروتون ها بافت دلپذیری به غذا اضافه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید