crubeens

[ایالات متحده]/ˈkruːbiːn/
[بریتانیا]/ˈkruːbin/

ترجمه

n. پاچین خوک، به ویژه زمانی که پخته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

crubeen soup

سوپ کروبین

fried crubeen

کروبین سرخ شده

crubeen stew

خورش کروبین

crubeen dish

غذا با کروبین

smoked crubeen

کروبین دودی

crubeen recipe

دستور تهیه کروبین

crubeen curry

کاري کروبین

roasted crubeen

کروبین کبابی

crubeen appetizer

پیش غذای کروبین

crubeen platter

سینی کروبین

جملات نمونه

he ordered a crubeen at the pub.

او یک کروبین در پب سفارش داد.

crubeen is a traditional irish dish.

کروبین یک غذای سنتی ایرلندی است.

she enjoys cooking crubeen for special occasions.

او از پختن کروبین برای مناسبت های خاص لذت می برد.

they served crubeen with mashed potatoes.

آنها کروبین را با سیب زمینی پوره سرو کردند.

the crubeen was crispy and delicious.

کروبین ترد و خوشمزه بود.

he learned how to make crubeen from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه کروبین را از مادربزرگش درست کند.

crubeen can be a hearty meal for winter.

کروبین می تواند یک غذای مقوی برای زمستان باشد.

they paired the crubeen with a nice stout.

آنها کروبین را با یک آبجو خوب همراه کردند.

many people love the taste of crubeen.

بسیاری از مردم طعم کروبین را دوست دارند.

at the festival, crubeen was the highlight of the menu.

در جشنواره، کروبین برجسته ترین غذای منو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید