crudenesses

[ایالات متحده]/ˈkruːdənəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkruːdənəsɪz/

ترجمه

n. حالت طبیعی؛ زبر بودن؛ ناپختگی

عبارات و ترکیب‌ها

social crudenesses

بی‌ادبی‌های اجتماعی

verbal crudenesses

بی‌ادبی‌های کلامی

cultural crudenesses

بی‌ادبی‌های فرهنگی

moral crudenesses

بی‌ادبی‌های اخلاقی

artistic crudenesses

بی‌ادبی‌های هنری

behavioral crudenesses

بی‌ادبی‌های رفتاری

emotional crudenesses

بی‌ادبی‌های عاطفی

intellectual crudenesses

بی‌ادبی‌های فکری

physical crudenesses

بی‌ادبی‌های جسمانی

ethical crudenesses

بی‌ادبی‌های اخلاقی

جملات نمونه

his crudenesses often offend others.

رفتارهای بی‌ادبانه او اغلب دیگران را ناراحت می‌کند.

she pointed out the crudenesses in his argument.

او بی‌ادبی‌های استدلال او را نشان داد.

despite his crudenesses, he has a good heart.

با وجود بی‌ادبی‌هایش، قلب خوبی دارد.

they laughed at the crudenesses of the joke.

آنها به بی‌ادبی‌های شوخی خندیدند.

his crudenesses were overlooked because of his talent.

بی‌ادبی‌های او به دلیل استعدادش نادیده گرفته شد.

the artist's crudenesses added charm to his work.

بی‌ادبی‌های هنرمند، جذابیت خاصی به کارش بخشید.

we need to address the crudenesses in our approach.

ما باید به بی‌ادبی‌های روش خود رسیدگی کنیم.

her crudenesses were a result of her upbringing.

بی‌ادبی‌های او نتیجه تربیتش بود.

they were surprised by the crudenesses of his manners.

آنها از بی‌ادبی‌های رفتارش تعجب کردند.

his crudenesses did not match the elegant setting.

بی‌ادبی‌های او با فضای مجلل همخوانی نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید