crug dance
رقص کروگ
crug game
بازی کروگ
crug style
سبک کروگ
crug night
شب کروگ
crug party
جشن کروگ
crug team
تیم کروگ
crug event
رویداد کروگ
crug show
نمایش کروگ
crug festival
جشنواره کروگ
crug challenge
چالش کروگ
he decided to crug a new path in his career.
او تصمیم گرفت مسیری جدید را در حرفه خود پیش ببرد.
they crugged their way through the dense forest.
آنها مسیر خود را از میان جنگل انبوه طی کردند.
she crugged the ball across the field.
او توپ را از میان زمین به جلو انداخت.
he crugged his way to the top of the mountain.
او مسیر خود را تا قله کوه طی کرد.
the team crugged together to finish the project.
تیم برای اتمام پروژه با هم همکاری کردند.
they crugged through the challenges and succeeded.
آنها بر چالشها غلبه کردند و موفق شدند.
she crugged her way into the competitive market.
او راه خود را برای ورود به بازار رقابتی باز کرد.
he crugged his way back to health after the illness.
او پس از بیماری به سلامتی بازگشت.
they crugged along the riverbank during their hike.
آنها در حین پیادهروی در امتداد ساحل رودخانه پیش رفتند.
she crugged through her studies to achieve her goals.
او برای رسیدن به اهداف خود با پشتکار به تحصیل ادامه داد.
crug dance
رقص کروگ
crug game
بازی کروگ
crug style
سبک کروگ
crug night
شب کروگ
crug party
جشن کروگ
crug team
تیم کروگ
crug event
رویداد کروگ
crug show
نمایش کروگ
crug festival
جشنواره کروگ
crug challenge
چالش کروگ
he decided to crug a new path in his career.
او تصمیم گرفت مسیری جدید را در حرفه خود پیش ببرد.
they crugged their way through the dense forest.
آنها مسیر خود را از میان جنگل انبوه طی کردند.
she crugged the ball across the field.
او توپ را از میان زمین به جلو انداخت.
he crugged his way to the top of the mountain.
او مسیر خود را تا قله کوه طی کرد.
the team crugged together to finish the project.
تیم برای اتمام پروژه با هم همکاری کردند.
they crugged through the challenges and succeeded.
آنها بر چالشها غلبه کردند و موفق شدند.
she crugged her way into the competitive market.
او راه خود را برای ورود به بازار رقابتی باز کرد.
he crugged his way back to health after the illness.
او پس از بیماری به سلامتی بازگشت.
they crugged along the riverbank during their hike.
آنها در حین پیادهروی در امتداد ساحل رودخانه پیش رفتند.
she crugged through her studies to achieve her goals.
او برای رسیدن به اهداف خود با پشتکار به تحصیل ادامه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید