cubits

[ایالات متحده]/ˈkjuːbɪts/
[بریتانیا]/ˈkjuːbɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدی از طول که بر اساس فاصله از آرنج تا نوک انگشتان است

عبارات و ترکیب‌ها

measure in cubits

اندازه‌گیری به ذراع

cubits of length

ذراع طول

cubits wide

به عرض ذراع

cubits tall

به ارتفاع ذراع

two cubits

دو ذراع

three cubits

سه ذراع

four cubits

چهار ذراع

cubits apart

ذراع از هم دور

cubits deep

به عمق ذراع

cubits high

به ارتفاع ذراع

جملات نمونه

the ancient egyptians measured length in cubits.

مصریان باستان طول را به ذراع می‌سنجیدند.

the ark was built to be 300 cubits long.

طاقدیس به طول 300 ذراع ساخته شده بود.

he used cubits to calculate the dimensions of the temple.

او از ذراع برای محاسبه ابعاد معبد استفاده کرد.

in biblical times, cubits were a standard unit of measurement.

در زمان‌های کتاب مقدس، ذراع یک واحد اندازه‌گیری استاندارد بود.

the width of the room was measured in cubits.

عرض اتاق به ذراع اندازه‌گیری شد.

he estimated the distance in cubits while navigating.

او در حین مسیریابی، فاصله را به ذراع تخمین زد.

she drew a plan using cubits for accuracy.

او برای دقت، طرحی با استفاده از ذراع کشید.

the king ordered the wall to be built ten cubits high.

شاه دستور داد که دیوار به ارتفاع ده ذراع ساخته شود.

they measured the field in cubits to determine its area.

آنها زمین را به ذراع اندازه‌گیری کردند تا مساحت آن را تعیین کنند.

understanding cubits helps in studying ancient architecture.

درک ذراع به مطالعه معماری باستانی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید