cuckolds

[ایالات متحده]/ˈkʌk.əldz/
[بریتانیا]/ˈkʌk.əldz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردانی که همسرانشان خیانت می‌کنند
v. باعث رنج کشیدن یک مرد از خیانت همسرش شدن

عبارات و ترکیب‌ها

cuckolds in love

عشق‌بازان

cuckolds and jealousy

عشق‌بازان و حسادت

cuckolds at home

عشق‌بازان در خانه

cuckolds and betrayal

عشق‌بازان و خیانت

cuckolds in fiction

عشق‌بازان در داستان

cuckolds and trust

عشق‌بازان و اعتماد

cuckolds in history

عشق‌بازان در تاریخ

cuckolds and humor

عشق‌بازان و طنز

cuckolds in society

عشق‌بازان در جامعه

cuckolds and shame

عشق‌بازان و شرم

جملات نمونه

he felt like a cuckold when he discovered the truth.

وقتی حقیقت را کشف کرد، احساس می‌کرد مثل یک مرد زناکار است.

many stories explore the theme of cuckolds and betrayal.

داستان‌های زیادی مضمون مردان زناکار و خیانت را بررسی می‌کنند.

in ancient times, cuckolds were often ridiculed.

در زمان‌های قدیم، مردان زناکار اغلب مورد تمسخر قرار می‌گرفتند.

he was labeled a cuckold by his peers.

همکارانش او را به عنوان یک مرد زناکار معرفی کردند.

she didn't want to be the cause of a cuckold situation.

او نمی‌خواست باعث بروز وضعیت مرد زناکار شود.

the play depicted the life of a cuckolded husband.

نمایش زندگی یک شوهر مرد زناکار را به تصویر می‌کشید.

rumors spread quickly about the cuckold in the village.

شایعات به سرعت در مورد مرد زناکار در روستا پخش شد.

cuckolds often become the subject of jokes.

مردان زناکار اغلب موضوع شوخی‌ها می‌شوند.

he struggled with the stigma of being a cuckold.

او با انگ مردن زناکار دست و پنجه نرم می‌کرد.

the novel explores the psychology of cuckolds.

رمان به بررسی روانشناسی مردان زناکار می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید