cucurbits

[ایالات متحده]/ˈkjuːkəˌbɪt/
[بریتانیا]/ˈkjuːkərˌbɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کدو یا کدو تنبل، به ویژه که در پخت و پز یا به عنوان یک ظرف استفاده می‌شود؛ به طور خاص به خانواده کدو تنبل یا کدو اشاره دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

cucurbit fruit

میوه کورا

cucurbit plant

گیاه کورا

cucurbit family

خانواده کورا

cucurbit species

گونه‌های کورا

cucurbit vine

ساقه کورا

cucurbit cultivation

کشت کورا

cucurbit harvesting

دریافت کورا

cucurbit variety

نوع کورا

cucurbit breeding

پرورش کورا

cucurbit pest

آفات کورا

جملات نمونه

cucurbit plants are known for their climbing ability.

گیاهان کدوئی به توانایی بالا رفتن معروف هستند.

the cucurbit family includes pumpkins and squashes.

خانواده کدوئی شامل کدو تنبل و کدو است.

she grew a variety of cucurbits in her garden.

او انواع مختلف کدوئی را در باغ خود پرورش داد.

cucurbit harvesting typically occurs in late summer.

برداشت کدوئی معمولاً در اواخر تابستان انجام می شود.

he enjoys cooking dishes with cucurbit vegetables.

او از پخت غذا با سبزیجات کدوئی لذت می برد.

cucurbit seeds can be roasted for a healthy snack.

می‌توان دانه‌های کدوئی را برای یک میان وعده سالم برشته کرد.

the cucurbit vine requires plenty of sunlight.

سرخس کدوئی به مقدار زیادی نور خورشید نیاز دارد.

many cultures use cucurbit fruits in traditional dishes.

فرهنگ های زیادی از میوه های کدوئی در غذاهای سنتی استفاده می کنند.

cucurbit plants can attract various pollinators.

گیاهان کدوئی می توانند گرده افشان های مختلف را جذب کنند.

she made a beautiful centerpiece with cucurbit gourds.

او با کدوهای کدوئی یک تکه مرکزی زیبا ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید