culotte

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دامن تقسیم شده
Word Forms
جمعculottes

عبارات و ترکیب‌ها

wide-leg culotte

شلپ و گشاد

black culotte

مشکی

culotte jumpsuit

ست لباس یک‌تکه با مدل کلوت

culotte pants

شلوار کلوت

جملات نمونه

She wore a stylish culotte to the party.

او یک دامنک شیک به مهمانی پوشید.

The culotte is a popular fashion trend this season.

دامنک یک ترند مد محبوب در این فصل است.

I bought a new pair of culottes for summer.

من یک جفت دامنک جدید برای تابستان خریدم.

Culottes are comfortable to wear in hot weather.

دامنک ها در هوای گرم پوشیدنشان راحت است.

She paired her culottes with a crop top.

او دامنکش را با یک تاپ کوتاه ست کرد.

Culottes can be dressed up or down depending on the occasion.

می‌توان دامنک‌ها را بسته به مناسبت، رسمی یا غیررسمی پوشید.

The culotte trend has been seen on many fashion runways.

ترند دامنک در بسیاری از نمایشگاه‌های مد دیده شده است.

I like how versatile culottes are for different outfits.

من دوست دارم دامنک‌ها برای ترکیب‌های مختلف لباس چقدر متنوع هستند.

She accessorized her culotte with a belt and heels.

او دامنکش را با یک کمربند و پاشنه بلند تزئین کرد.

Culottes are a great alternative to skirts or shorts in the summer.

دامنک‌ها یک جایگزین عالی برای دامن یا شلوارک در تابستان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید