cumings

[ایالات متحده]/ˈkʌmɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkʌmɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صورت جمع Cumming؛ یک نام خانوادگی از منشأ انگلیسی، اسکاتی و ایرلندی.

جملات نمونه

the historian analyzed the official correspondence sent by cumings.

تاریخ‌نگار تحلیلی انجام داد بر روی نامه‌های رسمی که توسط کومینگز ارسال شده بود.

the library archive contains the complete papers of the cumings family.

آرشیو کتابخانه مجموعه کامل اسناد خانواده کومینگز را شامل می‌شود.

cumings argued that the korean war was a civil conflict.

کومینگز استدلال کرد که جنگ کره یک درگیری داخلی بود.

she married into the cumings lineage in the late nineteenth century.

او در قرن نوزدهم به خانواده کومینگز ازدواج کرد.

cumings offers a revisionist perspective on american foreign policy.

کومینگز یک دیدگاه بازبینی‌گر در مورد سیاست خارجی آمریکا ارائه می‌دهد.

the book by cumings is essential reading for students of asian history.

کتاب کومینگز برای دانشجویان تاریخ آسیا مطالعه ضروری است.

cumings was elected president of the association last year.

کومینگز سال گذشته به ریاست انجمن انتخاب شد.

the board appointed cumings as the new chief financial officer.

هیئت مدیره کومینگز را به عنوان معاون مالی جدید منصوب کرد.

critics praised the detailed research presented in the cumings report.

انتقادات به تحقیقات دقیقی که در گزارش کومینگز ارائه شده بود، تحسین کردند.

the cumings estate was finally settled after years of legal disputes.

میراث کومینگز پس از سال‌ها اختلافات حقوقی نهایتاً تعیین شد.

cumings will deliver the keynote speech at the conference tomorrow.

کومینگز فردا در کنفرانس سخنرانی اصلی را ارائه خواهد کرد.

the artistic legacy of the cumings family includes several rare paintings.

میراث هنری خانواده کومینگز شامل چند نقاشی نادر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید