cunnilinguss

[ایالات متحده]/ˌkʌnɪˈlɪŋɡəs/
[بریتانیا]/ˌkʌnɪˈlɪŋɡəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(عمل تحریک اندام تناسلی زن با زبان یا لب‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

cunnilingus technique

تکنیک رابطه جنسی دهانی

cunnilingus experience

تجربه رابطه جنسی دهانی

cunnilingus method

روش رابطه جنسی دهانی

cunnilingus pleasure

لذت رابطه جنسی دهانی

cunnilingus position

وضعیت رابطه جنسی دهانی

cunnilingus guide

راهنمای رابطه جنسی دهانی

cunnilingus tips

نکات رابطه جنسی دهانی

cunnilingus skills

مهارت های رابطه جنسی دهانی

cunnilingus techniques

تکنیک های رابطه جنسی دهانی

cunnilingus enjoyment

لذت بردن از رابطه جنسی دهانی

جملات نمونه

cunnilingus can enhance intimacy between partners.

لیسیدن می‌تواند صمیمیت را بین شرکا افزایش دهد.

many people consider cunnilingus a pleasurable experience.

بسیاری از مردم لیسیدن را تجربه‌ای لذت‌بخش می‌دانند.

communication is key when discussing preferences for cunnilingus.

ارتباط، کلید بحث در مورد ترجیحات برای لیسیدن است.

some view cunnilingus as an essential part of sexual activity.

برخی آن را بخشی ضروری از فعالیت جنسی می‌دانند.

practicing good hygiene is important for cunnilingus.

رعایت بهداشت خوب برای لیسیدن مهم است.

cunnilingus can be a way to show affection.

لیسیدن می‌تواند راهی برای نشان دادن محبت باشد.

learning about cunnilingus can improve sexual satisfaction.

آشنایی با لیسیدن می‌تواند رضایت جنسی را بهبود بخشد.

exploring cunnilingus may require trust between partners.

کاوش در مورد لیسیدن ممکن است نیاز به اعتماد بین شرکا داشته باشد.

some cultures have different views on cunnilingus.

برخی از فرهنگ‌ها دیدگاه‌های متفاوتی در مورد لیسیدن دارند.

discussing cunnilingus openly can reduce anxiety.

بحث کردن در مورد لیسیدن به طور آشکار می‌تواند اضطراب را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید