cupels

[ایالات متحده]/ˈkjuːpəl/
[بریتانیا]/ˈkjuːpəl/

ترجمه

n. یک کوره برای تصفیه فلزات گرانبها؛ یک کپل استفاده شده در آزمون
vt. برای تصفیه فلزات با استفاده از کپل؛ برای آزمون با استفاده از کپل

عبارات و ترکیب‌ها

gold cupel

قاب طلایی

silver cupel

قاب نقره‌ای

cupel process

فرآیند قاعل

cupel assay

تجزیه قاعل

lead cupel

قاب سرب

cupel melting

ذوب قاعل

cupel furnace

اتاق قاعل

cupel material

مواد قاعل

cupel reaction

واکنش قاعل

cupel sample

نمونه قاعل

جملات نمونه

he used a cupel to refine the precious metal.

او از یک کپِل برای پالایش فلز گرانبها استفاده کرد.

the cupel was heated to separate the impurities.

کپِل را برای جدا کردن ناخالصی ها گرم کردند.

after the process, the cupel contained pure silver.

پس از فرآیند، کپِل حاوی نقره خالص بود.

she carefully placed the sample in the cupel.

او با دقت نمونه را در کپِل قرار داد.

the cupel method is commonly used in metallurgy.

روش کپِل به طور معمول در متالورژی استفاده می شود.

he learned how to use a cupel in his chemistry class.

او یاد گرفت که چگونه از کپِل در کلاس شیمی خود استفاده کند.

using a cupel can enhance the purity of the metal.

استفاده از کپِل می تواند خلوص فلز را افزایش دهد.

the ancient alchemists often relied on cupels.

المانیس های باستانی اغلب به کپِل ها متکی بودند.

he watched as the molten metal was poured into the cupel.

او تماشا کرد که فلز مذاب در کپِل ریخته می شود.

after cooling, the cupel revealed the refined gold.

پس از خنک شدن، کپِل طلاي پالایش شده را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید