curcuma

[ایالات متحده]/ˈkɜː.kjʊ.mə/
[بریتانیا]/ˈkɜr.kjʊ.mə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از خانواده زنجبیل، به ویژه شناخته شده برای ریزوم آن که به عنوان ادویه و در طب سنتی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعcurcumas

عبارات و ترکیب‌ها

curcuma powder

پودر زردچوبه

curcuma extract

عصاره زردچوبه

curcuma longa

زردچوبه لانگا

curcuma benefits

فواید زردچوبه

curcuma capsules

کپسول زردچوبه

curcuma tea

چای زردچوبه

curcuma supplement

مکمل زردچوبه

curcuma oil

روغن زردچوبه

curcuma tincture

تینکتور زردچوبه

curcuma recipes

دستور العمل زردچوبه

جملات نمونه

curcuma is known for its anti-inflammatory properties.

زردچوبه به خاطر خواص ضد التهابی آن شناخته شده است.

many people add curcuma to their smoothies for health benefits.

بسیاری از افراد برای سلامتی، زردچوبه را به اسموتی خود اضافه می‌کنند.

curcuma can be used as a natural dye in cooking.

می‌توان از زردچوبه به عنوان رنگ طبیعی در آشپزی استفاده کرد.

adding curcuma to your diet may improve digestion.

افزودن زردچوبه به رژیم غذایی شما ممکن است باعث بهبود گوارش شود.

curcuma is often used in traditional medicine.

زردچوبه اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

many curries contain curcuma for flavor and color.

بسیاری از خورشت‌ها برای طعم و رنگ حاوی زردچوبه هستند.

curcuma supplements are popular among health enthusiasts.

مکمل‌های زردچوبه در بین علاقه‌مندان به سلامتی محبوب هستند.

research suggests curcuma may have cancer-fighting properties.

تحقیقات نشان می‌دهد که زردچوبه ممکن است خواص ضد سرطانی داشته باشد.

curcuma can enhance the flavor of many dishes.

زردچوبه می‌تواند طعم بسیاری از غذاها را افزایش دهد.

incorporating curcuma into meals is easy and beneficial.

گنجاندن زردچوبه در وعده‌های غذایی آسان و مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید