curriers

[ایالات متحده]/ˈkʌrɪə/
[بریتانیا]/ˈkɜrɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که پوست‌ها را برای چرم آماده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

currier service

خدمات پیک

currier delivery

تحویل پیک

currier company

شرکت پیک

currier fees

هزینه های پیک

currier tracking

ردیابی پیک

currier pickup

برداشت پیک

currier options

گزینه های پیک

currier network

شبکه پیک

currier rates

نرخ های پیک

currier business

کسب و کار پیک

جملات نمونه

the currier delivered the package on time.

تحویل‌دهنده بسته را به موقع تحویل داد.

she works as a currier for a local company.

او به عنوان تحویل‌دهنده برای یک شرکت محلی کار می‌کند.

the currier ensured the documents were secure.

تحویل‌دهنده اطمینان حاصل کرد که اسناد امن هستند.

we hired a currier to transport the fragile items.

ما یک تحویل‌دهنده استخدام کردیم تا اقلام شکننده را حمل کند.

the currier was praised for his excellent service.

تحویل‌دهنده به خاطر خدمات عالی‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

many businesses rely on a currier for deliveries.

بسیاری از مشاغل برای تحویل به یک تحویل‌دهنده متکی هستند.

the currier navigated the city efficiently.

تحویل‌دهنده به طور موثر در شهر حرکت کرد.

she became a currier after leaving college.

او پس از ترک دانشگاه به عنوان تحویل‌دهنده استخدام شد.

the currier picked up the package from my house.

تحویل‌دهنده بسته را از خانه من تحویل گرفت.

he has a reputation as the best currier in town.

او به عنوان بهترین تحویل‌دهنده شهر شهرت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید